چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۰۲، ۱۸:۴۴ - اندیشکده اریحا
    طیب الله

دشمنی که رگ خواب ندارد

دعوای ما با آمریکا، دعوای عروس و مادرشوهر نیست که با من بمیرم تو بمیری درست شود؛ این دعوا تمدنی است؛ تاریخی است؛ همیشگی است؛ اصیل است و برخاسته از سوء تفاهم و سوء برداشت نیست که علاجش کمی توضیح و مذاکره و دور هم نشستن و صلوات فرستادن باشد. دعوای خانوادگی و هم‌سایگی نیست که اگر این یکی کوتاه آمد، آن یکی از رو می‌رود و کش‌مکش به آشتی می‌انجامد.

در دعواهای کوچه بازاری و خانوادگی، هیچ عاقل و ریش‌سفیدی توصیه به تهاجم نمی‌کند، که بنزین روی آتش ریختن است. در این دعواها باید کوتاه آمد و از در محبت وارد شد که با محبت خارها گل می‌شود. باید یک نفر بگذارد آخرین فحش را دیگری بدهد که قال قضیه کنده شود برود پی کارش. پیش از این که ماجرا به جاهای باریک بکشد، یکی باید از خر شیطان پایین بیاید. فرمود پاسخِ بَدی را به به‌ترین شکل بده که ای بسا آن کسی که بین تو و او دشمنی بود، دوستی صمیمی شود؛ (ادْفَعْ بِالَّتي‌ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميم‌). 

ولی دشمنی ما و آمریکا جنس دیگری دارد. آمریکا از آن رو با ما دشمن است که طاغوت است؛ شیطان است. زمین از حجت فقط خالی نمی‌شود؛ از شیطان و طاغوت هم دست کم تا ظهور امام زمان(عج) خالی نمی‌ماند. پس امروز هم لابد شیطان و طاغوتی بکار است که با او درافتیم و سرشاخ شویم. این جنس دشمن را دیگر نمی‌شود هدایت کرد. یکی دو بار، به تأسی از سیره‌ی حضرت موسی(ع) می‌شود طاغوت را به انصاف دعوت کرد و حجت را بر او تمام کرد و تمام! اگر هدایت پذیرفت، معلوم می‌شود اصلی دیگری است؛ نه این. چون طاغوت آدم نمی‌شود و تا جان دارد دشمنی می‌کند. سخن از طاغوت و شیطان بزرگ است؛ نه فلان پادشاه مملکت که شاید رگ خوابی داشته باشد و با قبله‌ی عالم به سلامت باشد، بشود خرش کرد.

این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیام‌بری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ (وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‌). بدون شک خدا می‌توانست دشمنان را ریشه کند یا جلوی دشمنی‌شان را بگیرد؛ (وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه‌). ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینه‌توزِ آدم‌نشو جزئی از طرح و نقشه‌ی راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروان‌شان هم‌وار و بی‌مانع باشد. و در این میان یکی از مهم‌ترین موانعِ فراروی انبیا و پیروان‌شان، دشمنی طاغوت و ائمه‌ی کفر است.

کینه‌ای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزرده‌خاطرش می‌کند. و هر مصیبتی بر آن‌ها فرود آید، دل‌شادش می‌کند؛ (إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها). با چنین آتش کینه‌ی گر گرفته‌ای نمی‌تواند آرام بنشیند. بناچار هر روز جنگ و توطئه‌ای می‌شوراند، تا بل‌که نابودمان کند، یا اگر بتواند بی‌دین‌مان کند؛ (وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا).

با چنین دشمنی زندگی مسالمت‌آمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگی‌ات را خاموش می‌کند. غده‌ای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشه‌کن می‌کند. اگر به فکر و اندیشه‌اش نتازی، او دست از اندیشه‌ات برنمی‌دارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقه‌‌ی امنیتت را رها نمی‌کند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر می‌کشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبهه‌ی اسلام ضعیف می‌شود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف می‌شود. با وجود چنین رابطه و قاعده‌ای نباید هم یقه‌ی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. از قرآن و نهج البلاغه بگیر تا امام و ره‌بری، همه همین را گفته‌اند: کار، با دفاعِ خالی در نمی‌آید؛ تهاجم لازم است.


یادداشتم در روزنامه‌ی آگاه

  • سید مقدام حیدری

بصیرت

دشمن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">