چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۰۲، ۱۸:۴۴ - اندیشکده اریحا
    طیب الله

قدم زدنی که حق حیات دارد

سال به سال براندازان، بیش‌تر خودشان را لو می‌دهند و بیش‌تر معلوم می‌شود جای‌گزین نظام جمهوری اسلامی چیست. ما با جماعتی طرفیم که از صدر تا ذیل‌شان هیچ برنامه‌ای برای کشور، جز کشتن و سوزاندن و خراب کردن ندارند. جای‌گزین جمهوری اسلامی کسانی‌اند که بتوانند خواست اربابان‌شان، آمریکا و اسرائیل را تأمین کنند. و معلوم است که اسرائیل و آمریکا برای این کشور، نه رفاه می‌خواهد، نه امنیت می‌خواهد، نه دین می‌خواهد و نه زندگی. جای‌گزین جمهوری اسلامی نظامی است که بیش از 90 درصد مردم ایران نمی‌توانند تحملش کنند. چون یا دین دارند، یا خانواده دارند، یا کار و کاسبی دارند، یا عرق ملی دارند، یا خانه و ماشین دارند، یا لااقل برق و آب و گاز دارند، یا تمامیت ارضی دارند. بالأخره هر ایرانی به یکی از این چیزها دل‌بسته است. و جماعت برانداز، به تبع اربابان‌شان برای هیچ یک از این‌ها حرمتی قائل نیستند.

دم پلیس و دیگر بچه‌های مدافع مردم گرم که جلوی مزدورانِ آمریکا و اسرائیل را گرفتند، وگرنه همه دیدیم چه کردند و برای چه کاری خیز برداشتند. گفت: سالی که نکوست از بهارش پیداست. با این دست‌فرمانی که این‌ها به کف خیابان آمدند، پیدا بود و بعدها هم اطلاعات و تحلیل‌هایش درآمد که خیز برداشته بودند برای کشتن و سوزاندن و خراب کردن حداکثری. هر چه زن و بچه‌ی ایرانی بیش‌تر بمیرند به‌تر! هر چه مسجد و خانه و مغازه بیش‌تر بسوزد، بهتر! هر چه شهرها بیش‌تر تخریب شوند، به‌تر! آمده بودند برای ویرانی، برای نابودی، برای به آتش کشیدنِ ایران.

گیرم زبانم لال و به فرض محال، این نظام فروپاشید و کار براندازان گرفت، چه خواهد شد؟! تا چند سال، بمب و موشک‌های آمریکایی و اسرائیلی، بل‌که آلمانی و انگلیسی و فرانسوی بر سر مردمِ ما خواهند ریخت. به قصد کشتن میلیون‌ها ایرانی آتش از آسمان و زمین بر سر ما خواهد بارید. کوچه به کوچه و خانه به خانه را سربازان آمریکایی می‌گردند و شخم می‌زنند که خالی کنند ایران را از هر عالم مسلمانی، از هر مادر باحجابی، از هر جوان نمازخوانی، از هر هیئتی روضه‌خوانی، از هر نخبه‌ی اندیش‌مندی، از هر ثروت‌مند خیری، هیچ آدمی دیگر نباید باشد. نماز، ممنوع می‌شود و ما بقی مساجد ویران می‌شوند و قرآن‌ها سوزانده می‌شوند.

این تحلیل تخیّلی نیست؛ این آینده‌ی هر کودتا و انقلابی است که انقلابی‌هایش، چنین وحشیانه به دین، فرهنگ، علم و مال و جان مردم سرزمین‌شان حمله می‌کنند. چنین انقلابی اگر به سرانجام برسد، جز این نمی‌شود که گفتم و توصیف کردم.

حفظ این نظام و این انقلاب، و دفاع از این نظام و پای کارش بودن، فقط حفظ خون شهدا نیست؛ تنها حفظ اسلام و آرمان‌ها و ـ نمی‌دانم ـ ارزش‌ها و حجاب و نماز و مسجد و گنبد و مناره نیست. حفظ نظام، حفظ زندگی مردم ایران است. بعد از فروپاشی این نظام، فقط مسجدها را نمی‌سوزانند؛ باش‌گاه‌ها و کافه‌ها و بوستان‌ها هم می‌سوزد. چون شهر می‌سوزد؛ با هر چه در آن است.

حضور در راه‌پیمایی 22 بهمن، دفاع از زندگی مردم ماست. این راه‌پیمایی، دشمن را از حمله کردن ناامید می‌کند. و در مقابل، حضور کم‌رنگ، دشمن را امیدوار می‌کند. چه این که بعد از چند بار حضور کم‌رنگ ما مردم در انتخابات، دشمن امیدوار شد و از ما خون گرفت. کم‌تر قدم زدنی را در طول تاریخ می‌شود یافت که چنین اثر باشکوه و مهمی برای حیات ده‌ها میلیون انسان دارد. شاید باشکوه‌ترین، سرنوشت‌سازترین و پراجرترین کاری که مردم ایران در طول یک سال به صورت همگانی و ملی می‌توانند انجام دهند، همین باشد. وگرنه ره‌بر 86 ساله‌ی ما برای آن کار دیگر، به صورت ویژه و کم‌سابقه سرِ پا می‌ایستاد و از مردم آن یکی کار دیگر را خواهش می‌کرد.


یادداشتم در روزنامه‌ی رسالت

  • سید مقدام حیدری

بصیرت

دشمن

سید مقدام حیدری

فتنه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">