چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۳ مهر ۹۴، ۱۹:۴۶ - هدی
    😊 👍

7ـ آخر کار قانع شد و گفت: ایول

گفت: من ولایت فقیه را قبول دارم، اما بر چه اساسی ولی فقیه ما آیت الله العظمی خامنه­ای است؟

گفتم: چطور مگه؟ چی باعث شده در این مسئله شک کنی؟

گفت: خوب آدم به این راحتی مطمئن نمی­شه که.

گفتم: قرار نیست به این راحتی­ها مطمئن شی. در حدود هشتاد فقیه مجلس خبرگان ایشان را تشخیص داده­اند. محکم­کاری از این بیشتر؟!  

با یک قیافه حق به جانبی گفت: همین دیگه... مگر این فقها معصومند؟

گفتم: نه

گفت: مگر اینها را مردم انتخاب نکردند؟

گفتم: چرا؟

گفت: مگر احتمال نداره که مردم اشتباه کنند و مجلس خبرگان خوبی انتخاب نکنند؟ گیرم که بهترین مجلس، انتخاب شود، مگر ممکن نیست مجلس خبرگان اشتباه کند و ولی فقیه اصلح را انتخاب نکند؟ با این اوضاع چطور آدم مطمئن بشه؟

کمی فکر کردم و به او گفتم: حق داری این سؤالها را بپرسی. ظاهر قضیه هم همین است که میگی. اما در محاسبه­ات بعضی از چیزها رو جا گذاشتی، به خاطر همین داری نتیجه­ی اشتباهی می­گیری.

گفت: چی را جا گذاشتم؟

گفتم: روی کلمه­ای که به کار بردی «ولی فقیه اصلح» فکر کن. به نظرت ولی فقیه اصلح یعنی چی؟

چند ثانیه­ای فکر کرد و جواب داد: یعنی آن کسی که از همه بهتر بتواند مسلمانها را رهبری کند؟

گفتم: از این جوابت هیچی در نمیاد. چون هر کسی از بهترین روش و بهترین کار یک تعریف خاصی دارد.

گفت: تو چی میگی؟ به نظرت اصلح یعنی کی؟

گفتم: به نظرم اصلح آن کسی است که خدا دوست داره او ولی فقیه بشه.

گفت: از کجا معلوم خدا همچین کسی را در نظر دارد؟

گفتم: اگر خدا کسی را در نظر ندارد، و برای او هیچ کس فرقی نمی­کند، این به این معناست که فعلا این موضوع برای خدا هیچ مهم نیست، بنابراین برای تو هم نباید مهم باشد. اما اگر سؤالت را پس بگیری و بگویی که مثل همیشه­ی تاریخ، مسئله­ی حکومت و حاکم برای خدا مهم بوده است، حتما باید به این نتیجه برسی که امروز هم خداوند برای نیابت امام زمان و رهبری مسلمانان کسی را در نظر دارد.

گفت: خوب؛ تا اینجا قبول. اما چطور می­توانیم مطمئن شویم که مقام معظم رهبری همان کسی است که خداوند برای این زمان در نظر دارد؟

گفتم: بروی چشم، الآن برات میگم. ولی هم باید حوصله داشته باشی، هم منطق و انصاف داشته باشی، هم اینکه هی تو حرفم نپری، دیگه اینکه حرف اگر حسابی بود، قبول کنی و چرت و پرت تحویلم ندی.

اخمی کرد و گفت: چه خبره این قدر شرط ردیف کردی واسه من.

گفتم: همین که هست، نمی­خوای نـ....

گفت: باشه باشه، قاطی نکن بابا. چشم... بفرمایید من سراپا گوشم.

لبخندی زدم و گفتم: خوب... حالا بحثمان را ادامه بدیم... اول یک سؤال بپرسم.

گفت: بفرمایید.

گفتم: تا حالا خدا رهبری برای یک جامعه­ای در نظر گرفته؟

گفت: خوب آره، تا دلت بخواهد... مگر این پیامبرها را که رهبرِ اقوامشان بودند، چه کسی انتخاب کرده؟ خدا دیگه؟

گفتم: احسنت. زود رسیدی به همان چیزی که میخواستم برسم... خوب؛ حالا مردم آن زمان چطور می خواستند پیامبرها را تشخیص دهند؟

گفت: خوب یک سری معجزه، خدا به پیامبرانش یاد می­داد تا برای پیامبریشان دلیل داشته باشند.

گفتم: مردم آن زمان از کجا می خواستند بفهمند که این معجزه­ها جادو جنبل نیست؟

گفت: آخر پیامبران معجزه­هایی می­آوردند که متخصص­ترین افراد در رشته­های مختلف هم نمی­توانستند حریفشان بشوند.

گفتم: بالأخره در هر زمانی یک آدم در رشته­ای از همه متخصص­تر است و هیچ بالادستی ندارد. مردم از کجا می­خواستند بفهمند که مهارت پیامبرشان از این نوع نیست؟

گفت: مثلا در داستان حضرت موسی، جادوگران فرعون متوجه شدند که کار حضرت موسی از سنخ سحر نیست. بالأخره این را که می­توانستند بفهمند!

گفتم: سحر نبودن کار حضرت موسی را می­توانستند بفهمند. اما چه کسی گفته که فقط با سحر می­شود کارهای عجیب غریب کرد؟ از کجا معلوم که کار حضرت موسی از سنخ یک علم عجیب غریب دیگری نبوده است؟!

گفت: آخر فقط معجزه که نبود. حرف و پیام پیامبرها هم خیلی منطقی و حسابی و جذاب بود.

گفتم: یعنی هر کسی حرف حسابی و منطقی و جذاب بزنه پیامبره؟!

گفت: یک چیز دیگر هم هست، آدم­هایی که به پیامبران ایمان می­آوردند، آدم­های خوب و بی غل و غشی بودند. خوب این تا حدودی می­تونه دلیل باشد.

گفتم: بالأخره ممکن است یک جورایی ساده بوده باشند و از روی زودباوری ایمان آوردند.

دیگر داشت اعصابش خورد می­شد، کم مانده بود احساس کند که من بی­دین شدم. آخرش گفت: یعنی ممکن است یک آدم کلّاش و کلاه­برداری همه جوره بتواند ادای صحبت و تبلیغ و معجزه­ی پیامبران را در بیارد و خدا همین جور تماشایش بکند و اصلا جلوی ملت ضایعش نکند؟! آخر اگر کسی گول خورد و به این پیامبر تقلبی برابر اصل ایمان آورد، خدا با کدام حجت و برهان می­خواهد روز قیامت بازخواستش کند؟!

گفتم: آهان؛ بارک الله؛ حالا شد؛ دِ بگو همین رو جونمون درآمد... حرفهای اولت همه­اش درست و خوب بود. اما بدون جمله­ی آخرت مو لا درزش می­رفت. اما الآن دیگه نمی­ره.

   یک خورده نفس راحتی کشید، اما دوباره جدی شد و گفت: ولی من نمی­خواستم پیامبری حضرت موسی را ثابت کنم، می­خواهم ولایت مقام معظم رهبری را ثابت کنم.

گفتم: ببین. هیچ کس نمی­گوید مجلس خبرگان معصوم است، اما اگر مردمی حاضر بشوند که از ولی فقیهشان اطاعت بکنند،... بعد برای این که بتوانند او را تشخیص دهند، همگی متخصصینی را انتخاب بکنند و این کار را به آنها بسپارند... چه حکمتی در این وجود دارد که خداوند، این مجلس را کمک نکند و او را به ولی فقیه واقعی راهنمایی نکند.

باز ادامه دادم و گفتم: شواهد و بینات ولایت رهبرمان فقط رأی قاطع مجلس خبرگان نیست، بسیاری از مراجع تقلید هم به ولایت او اقرار نمودند...

تازه چیزهای دیگری هم هست.

گفت: چی؟

گفتم: ولی فقیه باید شجاع باشه. مگه نه؟

گفت: چرا. همین طوره.

گفتم: در میان فقهای بزرگ و مراجع ما، کدام فقیه به اندازه­ی ایشان سابقه­ی مبارزه و زندان و تبعید و حضور در جبهه و جنگ دارد؟

یک ذره فکر کرد و گفت: کسی را نمی­شناسم.

گفتم: پس قبول داری که شجاعت ایشان را از شجاعت هر عالم دیگری راحت­تر می­توان ثابت کرد؟

گفت: آره.

گفتم: در مورد آگاهی به زمان و مکان و سیاست هم، فکر نمی­کنم کسی تجربه و سابقه­ی ایشان را داشته باشه...

گفت: حالا اگر کسی نظر مجلس خبرگان و این شواهد دیگر را رد بکند و بگوید: هیچ کدام از اینها دلیل نمی­شود، چه باید به او گفت؟

گفتم: همان حرف آخری که در مورد پیامبری پیامبران به من زدی. به او می­گوییم: آخر مرد حسابی مگر می­شود که یک آدمی ولی فقیه واقعی نباشد و خدا اجازه بدهد که این همه شاهد و دلیل برای او به وجود بیاید؟

حرف که به اینجا رسید آرامش و احساس رضایتش از بحث کاملا آشکار شد، از ته دل یک لبخندی زد و پا شد و صورتم را بوسید و گفت: ایول.

نظرات  (۱۶)

سلام سالاری هستم مطالبت باحاله مرا هم برای تبلیغ دین وگسترش بیشتر در کار یاری کن یاعلی مدد
سلام دوست عزیز
از آشنایی با شما و وبلاگ خوبتان خوشحالم
ممنون که به ما سر زدید
شما را لینک کردم
اگر لایق دونستید شما هم ما را لینک کنید

موفق باشید



اللهم عجل لولیک الفرج
 سلام علیکم
شعری جالب چندی بیش روی سایتها خواندم بعداز نماز جمعه تاریخی آقا که گزیده از
آن را برایتان نقل میکنم:
دیشب این طبع، بی قرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته تان
واژه هایم عیادتی بکند
------
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لبها
ذکر یا صاحب الزمان گل کرد
-----
جان ایران، چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی
----
جسم تو کامل است، ناقص نیست
می دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد
رحم الله عمی العباس .....

دست یار همراهتان
 سلام دوست من

از شما سوالی دارم .

ایا احکامی که فقها صادر می کنن صد در صد یقینیه ؟ یعنی میشه گفت این احکام همون احکام لوح محفوظ و احکام قطعی الهیه ؟
اگه جوابتون " نه " باشه ، پس لزوم اطاعت از این احکام صرفا از روی ضرورت . یعنی چون دسترسی به اصل نداریم عقلا باید از نزدیکترین چیز به اصل تبعیت کنیم . و هیچ لزومی نداره که بگیم قطعا این احکام درسته .
تیعیت از ولایت فقیه هم از روی ضرورت . به خاطر عدم دست رسی به امام . ما تلاش می کنیم نزدیکترین فرد رو پیدا کنیم . حالا میتونه این فرد همونی باشه که مد نظر خداست یا نباشه . و ضرورت رجوع ما به این شخص هیچ وقت عقلا نمیتونه ما رو به صحت رجوعمون برسونه .
تنها کاری که از ما بر میاد اینه که با استناد به عقلمون شرائط گفته شده رو در اشخاص بررسی کنیم و در حد توان بتونیم نزدیکترین رو پیدا کینم .و چون هیچ راه دیگه ای نداریم ضرورتا باید از این حکم غیر یقینیمون تبعیت کنیم .
از مساندت و کمک خداوند هم هیچ وقت نمیتونیم به این برسیم که این شخص قطعا همون شخص .و تنها راه ما دنبال کردن شواهد و قرائن وجود شرائط گفته شده در کلام امام
  • یکی همین نزدیکیها
  •  سلام .
    اقای حسین,اگه کسی واقعا بخواد حقیقت رو بفهمه و ولی واقعی رو پیدا کنه و همه تلاشش رو در این راه بکنه حتی اگر همه اشتباه بکنند صددرصد خدا اونی رو که میخواد بهش نشون میده.
    من خودم اصلا دوست ندارم سالها از کسی تبعیت کنم و بعدا بفهمم اون ولی واقعی خدا در زمین نبوده.
    من که به ولایت اقا یقین دارم و نه به عنوان ضرورت که با عشق از ایشان تبعیت میکنم(ان شا’ الله)چون میدونم ایشان کانال اصلی رحمت خداو عنایت امام زمان است.
    شما هم اینقدر خشک و فلسفی(البته از نوع غربی)به دنیا نگاه نکن.
    راستی وبلاگ خوبیه موفق باشید.
     "یکی همین نزدیکیها" دوست خوب

    ملاکتون برای اینکه صد در صد خدا کاری می کنه که شخص به شخص درست برسه چیه ؟
    هیچ کس دوست نداره دچار این اتفاق بشه و بعدا بفهمه اشتباه کرده . برای همینم خدا بهمون ملاک و معیار عقل رو داده . اسلام دین عقل گراییه . و هیچ مکتب فلسفی غربی ای به اندازه ی اسلام برای عقل جایگاه قائل نیست .

    " حر" یک کار کرد که عاقبتشو ازین رو به اون رو کرد . تعقل کرد . و اگه لشکریان یزید دست از سر سپردگی کور کورانشون بر میداشتن و تعقل می کردن شاید سرانجامی مثل " حر " پیدا می کردن .
    راه عشق و علاقه همون اندازه که میتونه نجات بده میتونه به ضلالت بکشونه .همین اقای خامنه ای که شما عاشقانه دوسشون دارین کتابی دارن در مورد خواص و عوام . توی اون کتابشون گفتن که عوام افرادی هستن که فرقی نمی کنه حاکم کی باشه .اینها تبعیت می کنن ازش . اگه حاکم علی (ع) بود نجات پیدا می کنن و اگه معاویه بود به ظلالت می رن .اما خواص تعقل می کنن و با تعقل حق رو پیدا می کنن و ازون تبعیت می کنن.اینو گفتم که بگم صرف اینکه من یقین داشته باشم و یا اینکه من عاشق ایشون باشم دلیل بر این نمیشه که این یقین من یقین صائبی باشه و لازمش تعقل .
    وتعقل میگه رهبر لازم الاطاعه است تا وقتی که اون شرائط گفته شده در مورد رهبر در ایشون باشه .
     سلام حسین آقا,
    هیچکی از تعقل بدش نمیاد اما تعقل زیادی با عقلهای نه چندان کامل ما گاهی دردسرساز میشه,
    مثال حرت جالب بود اما از کجا که کار دلش نبود؟؟؟!!!
    من و شما اینجا اینقدر تصورمون از اون صحنه واضحه که احساس می کنیم که یه خورده تعقل بس بوده برا سربازای یزید تا امام حسینی بشن.
    ثانیا مگه اونهاییکه از خانواده امام حسین بودن و از مدینه به امام بیا بیا گفتن مگه با عقلشون فکر نکردن؟ولی مشکلشون این بود که در اون لحظه عقلشون تا یکم اون ور تر از دنیا رو ندید و از لحاظ دنیا شکست امام حسین حتمی بود.
    شمام به نظر من گاهی کمی عقل رو به دل بسپار تا ان شاء الله به جاهای خوبی برسی
    وقتی دیدمت به خاطر این حرف آخرم اجازه می دم یه توسری بهم بزنی
  • یکی همین نزدیکیها
  • سلام علیکم به همه.
    (...ان الله لهاد الذین امنوا الی صراط مستقیم) سوره حج,ایه54
    ملاک من اینه.من میگم معنی نداره که خدا یکی رو برای هدایت مردم و ولایتش رو زمین انتخاب کنه و از اون طرف هم ادمهایی باشند که حقیقتا به دنبال یک ولی برای اطاعت باشند واین رو حتی با عمل ثابت کنند ولی خدا این دوتارو به هم نرسونه و بگذاره که این مردم با ایمان از شخص دیگری تبعیت کنند. این به نظر من چند تا اشکال داره, اولا این با حکمت وجود ولی روی زمین مخالفه.ولی که فقط به خاطر امتحان ما نیست.وجودش حکمتهای دیگری داردکه به نظر من برای تحقق انهاباید خدا برای ولیش تبلیغ کند و اورا به مردم بشناسونه مخصوصا ادمهای مخلص و باایمان.ثانیا شاید این عده ازاونجا که همه تلاششون رو کردند بازخواستی نشوند اما به هرحال اونها در این دنیا از برکات ولی خدا و لذت واقعی مصاحبت و اطاعت او محروم ماندند که از خدای مهربانتر از مادر بعید است چنین کاری کند.(همانطور که در مورد حر نکرد)
    وامادرمورد بقیه حرفاتون,من تقریبا با همه اش موافقم.وفکر میکنم شما حرفهای منو اشتباه متوجه شدید .من هم نمیگویم عشق خالی,همانطور که با عقل خالی مخالفم.نتیجه هایی که شما میگیرید به خاطر اینه که فقط عقل رو میارید وسط و طبیعتا اینجوری نمی تونیم به یافته هامون اعتماد کامل داشته باشیم و از روی ضرورت تبعیت میکنیم.اما اگه در کنار عقل توکل وتوسل رو هم بیاری وبه خدا اعتماد بکنی و دلت روبرای الهامات رحمانی و امداد های خدا باز کنی میتونی به نتیجه ات اطمینان داشته باشی وبا عشق تبعیت کنی.ایا به نظر شما واقعا ممکنه مردم ایران , علمای بزرگ و فداکار , اون همه شهیدی که برای ولایت جون دادند,مقام معظم رهبری و یارانشون, بقیه یاران امام همه در انتخاب امام خمینی اشتباه کرده باشند و خدا راه رو به اونها نشون نداده باشه؟ در مورد ولایت اقا هم همینطور ایا ممکنه؟ من نمی تونم همچین چیزی رو باور کنم.
    موفق باشید
  • یکی همین نزدیکیها
  •  درضمن من بانظر علی اقا موافقم که شاید کار دل بوده شاید هم کار هردو با هم .به نظر من ایشون رو نزنید.
     علی اقا
    حرکتهای عاشقانه وقتی میتونه مهم باشه که زمینهی عقلانی داشته باشه . عقل چه کامل چه ناقص به هر حال تنها وسیله ایه که در اختیار ماست . خداوند هم هر جا از هدایت حرف زده از تدبر و تعقل حرف زده .و اونجایی هم که در مورد هدایت گری به پیامبر میگه ازون میخواد با حکمت این کار رو انجام بده . فکر کنم بزرگترین اشتباه سپردن عقل به دل . مگه ما نداریم که دلها الوده میشن و گمراه میشن ؟اتفاقا این راه دلی که شما میگین خیلی غیر مطمئنه .و وقتی این اطمینان حاصل میشه که دل رو به عقل سپرده باشیم نه برعکس. منظورم از عقل هم عقل معاش نیست . اونها هم چون به عقل معاششون اتکا کرده بودن رها کردن امام رو .
     "یکی همین نزدیکیها"

    فکر نکنم هدایت خداوند به صورت مستقیم باشه .و خدا با اسباب و ابزارش این کارهارو می کنه . و در تفسیر همین ایه ای که بیان کردین علامه میگه :خدا آنچه را که شیطان القاء مى‏کند نسخ نموده سپس آیات خود را در دلها جایگزین مى‏کند تا القائات شیطان را مایه آزمایش بیماردلان و سنگدلان قرار داده و تا کسانى که علم روزیشان شده با این نسخ و احکام بفهمند که آنچه رسول یا نبى آرزویش را مى‏کردند، حق و از ناحیه پروردگارت بوده، چون مى‏بینند که القائات شیطان باطل شد پس به آن پیغمبر و یا نبى ایمان مى‏آورند و در نتیجه دلهایشان در برابر او نرم و خاشع مى‏شود.
    بازهم در اینجا نرمی قلب برای افراد عالم بوجود میاد و هدایت هم به یک وسیله حاصل میشه و این هدایت هم فقط برای اونهایی که علم دارن بوجود میاد در واقع این هدایت هم حاصل تعقل .
    من هم حرف شما رو قبول دارم که خدا اجازه نمیده امتی که به دنبال جانشین اون هستن گمراه بشه .ولی این اجازه ندادن خداوند به معنی اینه که خداوند ابزار لازم رو در اختیارشون گذاشته که گمراه نشن . این ابزار هم عقل . حالا این امت اگه عقلانیتش زیاد بشه امکان رسیدنش به خواست خدا بیشتر میشه و هر چی عقلانیتش کمتر بشه این امکان کمتر میشه . مگه اینکه قائل باشین خداوند به صورت مستقیم کارهاشو انجام میده نه با سنن و اسباب.
    اقای بهجت گفته بودن بعضی ها میان میگن التماس دعا . میگیم مشکلتون چیه . مشکلشونو میگن . بهشون راه حل میدیم مشکلشونو حل کنه . بعدش دوباره میگن التماس دعا . ما بهشون راه حل دادیم برای حل مشکل به جاش اینا از ما دعا میخوان به جای اینکه برن عمل کنن .

    همین خدای مهربانتر از مادر مارو از مصاحبت و شناخت و بودن در کنار امام زمان محروم کرده . پس بعید نیست از یافتن جانشینش هم محروم کنه . خدا که محروم نمی کنه . اگه ما درست رفتیم می رسیم و اگه درست نریم نمی رسیم .
  • یکی همین نزدیکیها
  •  دوباره سلام
    مرددبودم که بازهم این بحث رو ادامه بدم یا نه.ولی دیدم حالا که بحث سالم و مسالمت امیزیه اشکالی نداره ادامه پیدا کنه.البته امیدوارم هیچ جای بحث برای اثبات خودم چیزی ننویسم.
    من هم وقتی میگم خدا کمک میکنه منظورم این نیست که دستی ازاسمان به سمت ان ولی اشاره میکنه یا اینکه توی خواب یا بیداری اسمش رو به ما میگن.
    حرف من دقیقا همینه که شما گفتید(خدا آنچه را که شیطان القاء مى‏کند نسخ نموده سپس آیات خود را در دلها جایگزین مى‏کند )
    هرچندکه درطول تاریخ مواردی که مستقیم در خواب یا بیداری یا به طرق غیر معمول دیگر هدایت شدند هم کم نیستند .
    درقران هم غیر از ایه ای که قبلا به ان اشاره کردم بارها و بارها خداوند هدایت رابه خود نسبت داده وازالفاظی چون(ان الله یهدی)استفاده میکندکه این نشان دهنده دخالت و تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم خداوند در هدایت است که هرکه را بخواهد هدایت میکند و هرکه را بخواهد به گمراهی میکشاند.و کسی که به هر دلیلی لیاقت هدایت نداشته باشه هرچه قدر هم تعقل کنه به جایی نمیرسه و بالعکس. به همین خاطر است که ما روزی حداقل10بارمیگوییم (اهدنا الصراط المستقیم).پس نه باید عقل را فراموش کنیم و با چشم دوختن به اسمان منتظر وحی خدا یا جرقه عشقی بی منطق باشیم و نه گمان کنیم که تنها راه ما عقل ناقص ماست.
    باید بخوانیم وفکر کنیم وبحث کنیم و... ودر کنارش با تضرع و التماس ازخدا بخواهیم که ما را در این تعقل و تفکر کمک کند وانجا که عقل نمیکشد از راه دیگری ما را راهنمایی کند.
    امیدوارم از اینکه باز هم نظر دادم ناراحت نشین.
  • یکی همین نزدیکیها
  •  یه ایه و یه حدیث پیدا کردم که کمک میکنه باور کنیم حرفامون خیلی از هم دور نیست بلکه خیلی نزدیکه:
    فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولو الالباب.
    سوره زمر, ایه18

    قال المعصوم(علیه السلام):من عمل بما یعلم علمه الله ما لم یعلم.
    بحار الانوار,ج1,ص132

    التماس دعا
     سلام ممنون که سر زدی
    خوشحال شدم در باره مطلبت عالی بود با اجازت گذاشتم تو بلاگم
    واما درباره پیشنهادت باید بگم لازم نیست اتفاقا این خود سانسوریهارو باید گذاشت تا مردم اینها رو بشناسن
  • به نام آنکه زنده به اویم
  •  ی خامنه ای تا ظهور دولت یار یاریت میکنیم و عهد خویش را همچون اهن بسته ایم و هیچ کس این عهد راتوانای شکستن نیست .ای علی زمان ما عاشقان ولایت دوازده امامیم گمان مبر که از یاریت دست می کشیم.تو خود می دانی که این گوشه کنارها عاشقانی هستند که محو تماشای قاب عکس تو هستند و هر دم با تو میثاق یاری می بندندکه فرمان تو همان فرمان علی ست.....موفق وموید در زیر سایه رهبر
     با استدلال شما جناب ابوبکر سپس عمر و...را هم خدا به عنوان ولی بعد از پیامبرش برگزید
    پاسخ:
    چه ربطی داشت برادر من. حرف من این نیست که هر کسی که خودش رو به عنوان ولی جا بزنه ولی بر حق است.
    سخن این است که اگر کسی ولی بر حق نباشد خدا او را از قرائن و شواهد مختلف برخوردار نمی کند. درباره ابو بکر و عمر هم همین است، چون خداوند از طرفی حجت را بر ولایت امیر المؤمنین تمام کرد و از سوی دیگر هر روز جهل و نادانی غاصبین را بر ملا کرد، به گونه ای که حق برای هر طالب حقی روشن می شود.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">