چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

آخرین نظرات
  • ۶ تیر ۹۷، ۱۴:۲۹ - fatemeh 0098
    :)))

۳ مطلب با موضوع «جریان نوشت» ثبت شده است

127ـ تسلیتهایی که بیشتر نمک به زخم می پاشد

بعضی از سلبریتی ها در پی حوادث مرگبار جانگدازی که برای هموطنان ما رخ می دهد، جوری اظهار نظر می کنند که انگار بنا ندارند روزی از این دنیا رخت بربندند یا مرگ کسی را ببینند! گویا نمی دانند دنیا جای حادثه و سانحه و مریضی و آفت و مرگ و میر است! و به نظر می رسد نمی دانند رنج در زندگی دنیایی انسان اصالت دارد و جایگاهی محفوظ برایش مشخص شده است.

جوری در پی این حوادث به زمین و زمان اعتراض می کنند که انگار اینجا را با بهشت اشتباه گرفته اند. و از همین رو اینقدر بلا و مصیبت را غیر طبیعی می دانند! گویا خوشبختی و سعادت در این دنیا را به گونه ای در ذهن خود تعریف کرده اند که با هر بلا و مصیبت و مرگ و میری منافات دارد! تا جایی که این حوادث را نشانۀ بدبختی یک ملت یا حکایتگر نفرین شدن یک سرزمین پنداشته اند!

با چنین دیدگاه و جهانبینی غلطی هر کسی فیلم و داستانی بسازد، قطعا خدمتی به تماشاگرش نکرده است چرا که شاخصهای غلطی از خوشبختی و سعادت به خورد تماشاگر می دهد که هر که باور کند همواره در ناخودآگاه خود احساس بدبختی خواهد کرد، یا دست کم هیچ گاه آن شور و سرمستی و احساس خوشبختی سرشاری که یک انسان در این دنیا می تواند احساس کند، در وجود خود نخواهد یافت.

وانگهی با چنین جهانبینیِ نادرستی هیچ گاه نمی شود مهربانی خدا را فهمید و باور کرد. خدای مهربان ما خدایی است که هر روز بعضی از بندگانش را به بیماری مبتلا می کند که فقط بعضی از بیماریهای فراگیر خبرساز می شود. و هر روز جان صدها و هزاران نفر از بندگانش را می ستاند که فقط اندکی از این مرگ و میرها رسانه ای می شود و هشتگی به خود اختصاص می دهد. و هر روز جاهایی از زمین را می لرزاند که تنها اندکی از این لرزشها نظر ما را جلب می کند.

آن کس که جایگاه اصیل و مستحکم رنج در حیات بشر را ندانسته و نقش رنج را در شکوفایی استعدادهای نهفتۀ انسان برای تجربۀ لذتهای عمیق و ماندگار در این دنیا نشناخته است، هیچ گاه مهربانی خدا را نمی تواند باور کند. و بی شک کسی که مهربانی خدا را در انبوه این مشکلات و مصیبتهای دنیا نمی بیند و لمس نمی کند، محال است بتواند احساس خوشبختی و سعادت کند. بماند که دیگر دل و دماغ نماز و عبادت هم نخواهد داشت.

برای این که سوء تفاهم نشود عرض می کنم: اگر چه این دولت را چندان کارآمد نمی دانم و چه بسا وزیر راه در این حادثۀ اخیر بی تقصیر نباشند، اما کارآمدترین دولت و جهادیترین مدیران هم نمی توانند ملتی را از اصلِ مستحکم و پولادینِ "اصالت رنج در دنیا" برهانند.


پ ن: به هر بازمانده و مصیبت زده ای از هر حادثۀ گذشته و آینده که این یادداشت را می خواند تسلیت عرض می کنم. امیدوارم عزیز از دست رفتۀ شما این روزها زندگی فوق العاده بهتر و لذتبخشتری را تجربه کرده باشد و به هیچ وجه از اتفاقی که برایش افتاده است، متأسف نباشد. امیدوارم خداوند آرامش و صبری بسیار و سعادتی سرشار در باقی روزهای زندگیتان به شما عنایت کند.

126ـ دوربین و میکروفونهای غارتگر

با دیدنِ مستندِ قائم مقام این ترس به جان هر کسی باید بنشیند که آیا عاقبت به خیر خواهد شد یا خیر؟!

حسِّ کاذبی در دل خیلی از ما جا خوش کرده که فکر می کنیم عاقبت به خیر شدنمان تضمین شده است و اتفاقی برای ما یکی دیگر نخواهد افتاد! از کجا می دانیم این را؟! چه کسی این چکِ سفیدامضا را به ما داده است؟! چه کسی گناههای از راه به در خارج کن را برایمان فهرست کرده و خبر داده که هیچ کدام از اینها در پرونده ات ثبت نشده است؟! و بماند که عمل و جهاد و خدمتِ ما کجا و مجاهدتهای برخی بزرگانِ بدعاقبت کجا؟

شگفتا که بدعاقبتی دامن هر کسی را می تواند بگیرد حتی اگر او در اثرِ مجاهدتهایِ علمی و دینی و انقلابیِ فراوان و درازمدت، «قائم مقام رهبری» شده باشد. و عجب که هر کسی ممکن است ضد ولایت فقیه بمیرد اگر چه خود، درباره اش کتاب نوشته باشد! مهم نیست کسی در طول حیاتش چقدر علیه bcc سخن رانده است، مهم آخرِ پاییزِ عمرِ اوست که جوجه های ایمان و عملش را می شمارند و آن روز شاید مهمترین روزِ کاریِ رئیس bbc فارسی شده باشد.

بدعاقبتی در کمینِ همه است، اما خواص و بزرگان و مسئولان و سابقه داران و نخبگان و شخصیتهای مطرح و تأثیرگذار جامعه، راحتتر به چنگ پنجه های بدعاقتبی می افتند، و سزاست که بیشتر و جدیتر از آن به خدا پناه ببرند. 

گاهی کسی چنان در جامعه معروف و مطرح می شود که دیگر هیچ کاری را بدون در نظر گرفتن آبرو و وجاهتِ شخصیِ خود انجام نمی دهد. و از آن به بعد کارِ صادقانه برای اعتلای اسلام و خدمت به اسلام، برای او انگیزه ای دور و دست نایافتنی می شود و رفته رفته گوهر اخلاصش در لا به لای انبوه دوربینها و میکروفونهای دور و برش گم می شود؛ اخلاصی که اگر چه برای همه سخت و دست نایافتنی است، اما برای عوام جامعه آن هم در بعضی از کارها ممکن بلکه آسان است. برای هم دعا کنیم..

35ـ بدعاقبتی شاخ و دم ندارد

انسان­های خوب، همه چیزشان خوب است؛ خوب عمل می­کنند، خوب حرف می­زنند، خوب زندگی می­کنند، چهرۀ خوبی دارند؛ تا جایی که چهره ­شان آدم را به یاد خدا می­ اندازد... دوستانشان هم خوبند، ومعمولا آدمهای خوب دوستشان دارند و کسانی که دوستشان ندارند، بد هستند. آخر کار هم عمرشان به خوبی تمام می­شود و با توفیق استغفار و انجام چند کار قشنگ و بااخلاص می­ میرند.

از میان این آدم­های خوب، بعضی­ ها خیلی خوش به حالشان است؛ چنان خدا دوستشان می­ دارد که شهادت را به آنها می­ بخشد و زیباترین شکل عاقبت به خیری را نصیبشان می­ کند. 

هر چه آدم، خوب­تر شد، برکت بیشتری خواهد داشت؛ تا جایی که پاره ای از نور می شود همۀ وجودش و همۀ اطرافش را نورانی خواهد ساخت. یکی از آنها امام عزیزمان بود که همۀ دنیا را تحت تأثیر نور خود قرار داد...

بی­خود نیست که می­بینید، شهدا و علمای بزرگمان، جدای از زندگی نورانی و کارهای با برکتی که داشتند، تشییع جنازه ­شان هم پر از معنویت و نور بوده است. بی­خود نیست که می­بینید قبر شهدا این قدر باحال و باصفا است. بی­خود نیست که می­بینید عکس امام و شهدا و انسان­های بزرگ، معنویت­بخش است. و بی­خود نیست که وقتی آدم به آنها توسل پیدا می­کند، حاجتش برآورده می­شود. هیچ کدام از اینها الکی و شانسی نیست. تا آدم زندگی پر نوری نداشته باشد، بعد از مرگش این قدر برکت نخواهد داشت.

این انسان­های خدایی تا آنجا که توان و عمر داشتند، وجودشان را برای خدا خرج کردند. هر ضربه ­ای که توانستند به دشمنان اسلام بزنند، زدند و هر خدمتی که به اسلام و مسلمین می­توانستند بکنند، کردند. خدا هم گفت: حالا که این طور است، پس بقیه ­اش با من؛ کاری می­کنم که بعد از مرگ یا شهادتشان، قبر و بدن و مراسم تشییع و اسم و عکس و هر آن چه که منسوب به آنها است، پربرکت و پراثر و نورانی و خدایی باشد...

بعضی از آدمها هم کاملا برعکس­ اند؛ مثل همین آقایی که تازه مرحوم شدند. این آقا هر وقت توانست، ولایت را تضعیف کرد. دل امام عزیزمان را خون کرد. گاه و بی­گاه به نائب امام زمان توهین کرد. هر وقت رسانه ­های صهیونیستی هوس کردند با یک عالم مشهور شیعی مصاحبه ­ای اجرا کنند که مقداری از سوختگی­هایشان خنک شود، با او مصاحبه کردند. هر آدم کج و کوله ­ای که با مامانش قهر می­کند و با انقلاب و رهبر و بسیج و آرمان­های امام و اصول اسلام چپ می­افتد، تحت حمایت این آقا قرار گرفت...

خدا هم چون دید که این آقا انگار علاقۀ بسیار شدیدی به تضعیف ولایت و تقویت جبهۀ نفاق و صهیونیست­ها داشت، اجازه داد مراسم تشییع جنازه ­اش بهانۀ سردادن بدترین شعارها شود و یک مشت آدم بی­ ریشه که مثلا عزادار او هستند، در مراسم تشییعش به نائب امام زمان ناسزا بگویند. این هم الکی نیست، وگر نه خدا به این راحتی نمی ­گذارد که مراسم تشییع جنازۀ یکی از بندگان خوبش، این قدر زشت و ظلمانی و اسرائیل ­پسند برگزار شود.