چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

تبلیغات
Bayanbox.ir صندوق بیان Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم
آخرین نظرات
  • ۲۴ بهمن ۹۲، ۱۹:۱۱:۵۹ - پیام 24 خرداد 92
    ok

105ـ سربندهای "یا کوروش" و "یا رستم" هم مگر بود

 

چند سالی است که مد شده است، به گونه­ای درباره­ی هشت سال دفاع مقدس بگوییم و بنویسیم و برنامه و فیلم و سریال تولید کنیم که انگار این جنگ هشت ساله­ی ما جنگی میان دو قومیت یا دو نژاد و یا دو کشور بود و همین، و این شهدا و رزمندگان عزیز ما رفتند تا از هویت ملی و عرق ایرانی و تمامیت ارضی این آب و خاک دفاع کنند. صدا و سیمای ما در کنار ده­ها کار و برنامه­ی زیبا و مفیدی که برای هشت سال دفاع مقدس ساخته است ـ که دستش مریزاد ـ در سال­های اخیر برنامه­های دفاع مقدسش بیشتر رنگ و بوی ملی و نژادی و ایرانی گرفته است.

صحنه­های حماسه و رشادت و شهادتِ رزمندگانِ این جنگِ مقدس را بیشتر دارند با ترانه­ها و سرودهای ملی و ایرانی و وطن­پرستانه نشانمان می­دهند و در واقع با این سرودها و شعرهای ملی معنی می کنند. نتیجه­ی کار هم این می­شود که بسیاری از جوانانِ امروز وقتی می­خواهند از کار شهدا و رزمندگان بگویند و تعریف کنند، می­گویند اینها رفتند تا نام ایران و ایرانی در جهان سرافراز بماند؛ رفتند تا ما جوانان بتوانیم به ایرانمان افتخار کنیم و به ایرانی بودنمان ببالیم…

و متأسفانه کم از صدا و سیما نمی­شنویم این گونه تحلیل و نگاه را، تا جایی که یک بار، یکی از مجریان تلویزیونی در برنامه­ی زنده گفت: اگر صدام رستم را می­شناخت، هیچ گاه جرأت نمی­کرد به ایران حمله کند! گویی رزمندگان و شهدای ما به خاطر تأثیر شگرفی که از شخصیت رستم داشتند و شجاعت سرشاری که از روح داستان­های شاه­نامه­ی فردوسی در جانشان نشسته بود، این چنین حماسه آفریدند که مغز ژنرال­های بزرگ دنیا در برابر دلاوری­هایشان هنگ کرده بود. و معلوم نیست به چه دردی می­خورد این نگاه سطح پایین و غلط به دفاع مقدس و شهدایش.

البته هر کسی در نوع نگاه و بیانش آزاد است، اما این آقایانی که اصرار دارند جنگ را با رنگ و بو و مزه­ی ایرانی و فارسی تفسیر کنند، آیا بهتر نبود به جای تحریف کار شهدا و رزمندگان جنگ که به لحاظ اخلاقی بسیار کار زشتی است،  خود نیز به جبهه می­رفتند و با حضورشان رنگ و بوی ملی و ایرانی جبهه را پررنگ­تر می­کردند؟ خوب بود یک لشکر از این تیپ آدمهایی که دلشان تنها برای ایران و ایرانی می­تپد، و کاری به هیچ آرمان و هدف الهی و اسلامی دیگری ندارند، به جبهه می­رفتند و خودی نشان می­دادند؛ مثلا شبها در سنگر از رستم و سهراب می­خواندند و با داستان­های شاهنامه انرژی می­گرفتند، یا این که شبهای عملیات، وصیتنامه­هایشان را با ادبیات ایرانی و ملی و نژادی می­نوشتند، نه مثل دیگر رزمندگان و شهدا که کلیدواژه­ی وصیت­نامه­هایشان امام حسین و اسلام و ولایت فقیه و دین و قرآن بود. اینها باید فکر این روزها را می­کردند و برای برنامه­های تلویزیونی­شان سند و مدرکی جور می­کردند، تا وقتی جنگ و جبهه­ی ما را با ایرانی­گری قاطی می­کنند متهم به تحریف جبهه نشوند. می­بایست نمی­گذاشتند همه­ی عملیات ما با اسم­های اسلامی و عربی انجام بگیرد. باید کاری می­کردند و چند عملیاتی را هم با نام­های اصیل ایرانی مانند تخت جمشید و ایرانیان و مهرگان و پارس و خلیج فارس و البرز و زاگرس و این جور اسم­ها انجام می­دادند، تا این روزها بسیجی­ها و رزمنده­ها سر جایشان بنشینند و تسلیم شوند که این تیپ آدمها هم در جبهه کم نبودند و سهم بسزایی در جنگ داشتند. بدک نبود اگر چند عملیاتی را با رمز یا کوروش و یا داریوش شروع می­کردند. چرا عقب نشستند و تماشا کردند و اجازه دادند، فرزندان امام و عاشقان امام حسین ـ علیه السلام ـ همه­ی جنگ را خود اداره کنند و همه را سراسر با فرهنگ قرآن و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به پیش ببرند؟ چرا چهارتا سربند "جانم فدای ایران" و "ای کوروش کبیر جانم فدایت" و "یا رستم" و "یا سهراب" طراحی نکردند و به پیشانی بر و بچه هایشان نبستند، بلکه جا خالی کردند و گذاشتند همه­ی سربندها با نام­های مبارک اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مزین شوند.

این جنگ، جنگ بین ایران و عراق نبود، جنگ بین جبهه­ی حق و جبهه­ی باطل بود. سران کفر با اسلام و ایمان و قرآن و نظام اسلامی سرِ جنگ داشتند نه با ایران و ایرانی. و این حقیقت را سربازان مخلص حضرت روح الله، خوب فهمیده بودند. فهمیده بودند، جنگ، بر سرِ خاک و مرز و این مسائل نیست، اینها بهانه­ای بیش نبود. آن چه هدف بود، اسلامی بود که اگر در نقطه­ای حکومت کند، امنیت سراسر جبهه­ی کفر را به خطر خواهد انداخت.

کاش صدا و سیمای ما سخنان امام را جدی­تر می­گرفت. کاش اینقدر سلیقه­ای و ذوقی عمل نمی­کرد در ساخت برنامه هایش. مدیران و برنامه­سازان و فیلم­سازان و همه­ی کسانی که زحمت می­کشند و برای هشت سال دفاع مقدس کاری می­کنند، خوب است که قبل از شروع کارشان، یک بار پیام امام را به مناسبت قبول قطعنامه 598 بخوانند. ضرر نمی­کنند.

امام در آن پیام تاریخی و خواندنی فرمودند: "امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهین بى‏درد شروع شده است." بلندای افق دید امام سراسر جهان بشری بود نه ایران تنها؛ "ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد."

امام ما بزرگ بود، جهانی بود، فرا تاریخی بود، فرا مرزی بود و سربازانی تربیت کرد که مانند خودش فکر می­کردند، که اگر چنین نبودند، هرگز در جنگ نابرابر تاب نمی­آوردند.

سطح نگاه امام را بخوانید و از افق دید این مرد بزرگ لذت ببرید، و کمی هم افسوس بخورید بر تحلیلهای دست پایین ما از جنگ: "امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق کاخهاى سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درک شهادت روزشمارى مى‏کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى‏شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادى‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. ان شاء اللَّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختیهاى جنگ را به شیرینى شکست دشمنان خدا در دنیا جبران مى‏کند. و چه شیرینى بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است. چه شیرینى بالاتر از اینکه ملت ایران سقوط ارکان و کنگره‏هاى نظام ستمشاهى را نظاره کرده است و شیشه حیات‏ امریکا را در این کشور شکسته است. و چه شیرینى بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشه‏هاى نفاق و ملیگرایى و التقاط را خشکانیده‏اند. و ان شاء اللَّه شیرینى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشید. نه تنها کسانى که تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پیش رفته‏اند، بلکه آنهایى که در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعاى خیر خود جبهه را تقویت نموده‏اند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده‏اند. خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین- علیه السلام!."

این یادداشت به درازا کشید و از حوصله­ی متوسط خوانندگان خارج شده است، اما نمی­شود از این فرازهای اکسیری و بی­نظیر و غریب امام گذشت.

فرمود: "اذناب امریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئله‏اى نیست که بشود با پیروزى یا شکست در صحنه‏هاى نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگى و سیر و سلوک در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمامى اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى‏گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم. پس‏ اى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسیجى‏ام، واى نیروهاى مردمى، هرگز از دست دادن موضعى را با تأثر و گرفتن مکانى را با غرور و شادى بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدرى ناچیزند که تمامى دنیا در مقایسه با آخرت."


ارسال شده به پایگاه 598

بازنشر شده در: عماریون، مشرق نیوز، بولتن نیوز، صراط نیوز، خبرگزاری دانشجو، تریبون مستضعفین، هم اندیشی، ندای انقلاب، تبیان نیوز، شیعه نیوز، جهان اسلام، تحلیل پرس، اخبار مذهبی شیعه، حدید نیوز، فردوس برین، حرف تو، هزار نیوز.

یادداشتهای مرتبط:

97ـ فرهنگ ایرانی دقیقا یعنی چه؟

نظرات  (۴۹)

سلام

نکته جالبی فرمودید.

خیلی وقته که تو صدا سیما کمتر از خدا واسلام یاد میشه وفقط ایران جوان ..وطنم ..راه انداختن.واین خطرناکه..

که اگر خدا نمیخاست و شهدایمان نبودن ایران الان دیگر ایران نبود..

 

قلمتان مستدام.

پاسخ:
علیکم السلام.
لطف دارید.
 سلام و درود؛

دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
http://www.ammarname.ir/link/17130
ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
موفق و پیروز باشید .
عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
یا علی

 خداقوت.... مطلب بکری بود ...
پاسخ:
علی یارت
زنده باشی.

سلام

 الحق که گل کاشتید

محشر بود

به خصوص اشاره به سخنان امام خمینی (ره) عالی بود.

در پناه حق باشید

پاسخ:
علیکم السلام
خواهش می کنم.
لطف دارید.
  • سید مقداد
  • منم دقیقا همونی که جناب سماواتی گفتند

    گفتم اگه دوباره میخواهم همین حرفارو بزنم شاید اسراف بشه :) 

    پاسخ:
    برای دریافت پاسخ مراجعه کنید به پاسخ بنده به آقای سماواتی.
     زیبا بود
    پاسخ:
    ممنون
  • شمع های سوخته
  •  سلام.....
    عجله نکن اینجوری که اینا دارن پیش میرن سربنداشونم میاد
    دعا کن
    پاسخ:
    علیکم السلام.
    بعید می دانم. چون این جور آدمها خیلی اهل جنگ و نبرد نیستند.
     به نکته خوبی اشاره کردید
    چند شب پیش یک فیلمی گزاشته بود به نام (روزهای زندگی) که اصلا از واژه شهید استفاده نشد و چند جا رزمنده ها در بیمارسان می گفتند آقای دکتر ما داریم «می میریم»
    پاسخ:
    متأسفانه بعضی از سریالها و فیلمهای دفاع مقدس، فقط داستانشان در حال و هوای جنگ است، وگر نه هیچیک از پیامهای جنگ را در خود ندارند.
  • بی بهانه(سعید نوروزی)
  •  سلام همسنگر
    خسته نباشید
    من شما رو لینک کردم شما هم اگه قابل دونستید.....

    یا علی ع
    پاسخ:
    علیکم السلام دوست عزیز
    ممنون از لطفتون.
  • شمع های سوخته
  •  سلام.....
    میلاد اماممون مبارک
    فقط اسلامی.....
    دعا کن
    پاسخ:

    علیکم السلام

    همچنین به شما هم تبریک عرض می کنم.

    محتاجیم به دعا

    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
     السلام علیک یا ایرانی عرب ****** 
    آخه *** **  تو چه ال فهم المیکنی که الایرانی یعنی چه 
    بچه **** برو  برو که با این تفکرات مملکت رو ** ** ***** و **** کردید همه جا
    پاسخ:

    حضرت استاد! احیانا برای آباد کردن مملکت و آشنا کردن همه مردم با فرهنگ اصیل ایرانی لازم نمی بینید ادبیات گفتاری جناب عالی گسترش پیدا کنه؟!  

     
    مولاجان، این کوردلان منکر خورشید و بهارند، آشفته کن از آمدنت کوردلان را.. اللهم عجل لولیک الفرج

    سلام. خسته نباشی . با شما هم عقیده ام. زیرا در هیچیک از وصیت نامه‌ ها که می شه گفت حرف دل شهدا بوده نامی از کوروش و داریوش و ... نیومده بلکه رزمندگان اسلام برای جبهه رفتنشان دو علت را یادآور شده‌اند: 1. دفاع از دین (وظیفه شرعی) و 2. دفاع از میهن (وظیفه عقلی).

     

    سلام و خدا قوت

    این مطلب شما در سایت "حرف تو" منتشر شد


    آدرس: http://harfeto.ir/?q=node/1462

    با لینک سایت حرف تو وبلاگ نویسان ارزشی را حمایت کنید

    در صورت تمایل هنگام به روز شدن وبلاگ خود، ما را مطلع سازید.

    یا علی مدد

    سلام

    به نکته جالبی اشاره کردید و جای تامل داره!

    من به هویت ایرانی و اسلامی(یا همان اسلامی و  ایرانی) خودمون اعتقاد دارم همنجوری که رهبر هم در سخنانشون به اون اشاره کردند

    کوروش و داریوش ، رستم و پیشینه تاریخی ایران جزء افتخارات ما هستند و دراین شکی نیست که فرهنگ ما و میهن پرستی و شرافت ما متاثر از این فرهنگ ما هم هست.

    ولی در نظر نگرفتن فرهنگ عاشورایی شیعه و روحیه مجاهدت و تسلیم نشدن در برابر باطل ، ظلم بزرگی است

    امیدوارم که "کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا" همه جا اجرایی بشه

    پاسخ:

    علیکم السلام.

    امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند که اگر قرار است تعصب داشته باشید پس نسبت به حق متعصب باشید. و حق فقط اسلام است، نه چیز دیگر.

    بازم سلام

    ولی منظور شما که فرمودید "حق فقط اسلام است" رو نفهمیدم!!!

    شاید منظورتون اینه که حق و باطل در اسلام تعریف شده؟( که کاملا درسته!!!)

    پاسخ:

    علیکم السلام

    یعنی این که فقط اسلام و دین ماست که می ارزد انسان نسبت به آن تعصب داشته باشد و برای آن دعوا و جنگ کند و جانش را بدهد، اما دیگر چیزها مثل فرهنگ ملی و نژاد و وطن و آب و خاک، اینها ابزار و وسیله زندگی انسان است. اینها آرمان انسان نیست، وسیله راحتی اوست. قرآن می فرماید ما شما را گروه گروه آفریدیم تا همدیگر را بشناسید. یعنی اینها پلاک و آدرسند تا بتوانیم همدیگر را تشخیص دهیم. و بچه بازی است اگر بخواهیم سر این چیزها دعوا کنیم. مگر این که امر خدا و دین خدا در این میان در کار باشد. آن وقت می ارزد که انسان جانش را بدهد و دین خدا را حفظ کند.  

    سلام
    حال به گفته شما و در کلام امیر: اگر قرار است تعصب داشته باشیم باید نسبت به حق تعصب داشته باشیم و حق جز اسلام نیست
    پس:
    اگر در حکومت اسلامی ما حقی گرفته شود ، خونی به ناحق ریخته شود از طرف کسانی که متولیان حکومت هستند ، تکلیف من مسلمان چیست؟(هر چند که خارج از بحث فوق است)


    پاسخ:
    علیکم السلام.
    اگر حکومتی اسلامی است و حاکمان از طرف خداوند متعال ـ بی واسطه یا با وسطه ـ اجازه حکومت دارند، این حکومت حق خواهد بود و باید از آن جانبداری کرد. وظیفه این است که انسان جان و مال خودش را فدای این حاکمیت و این نظام بکند چرا که مصداقی از ولایت خداست. اما بدیهی است که وجود کارمند خاطی و مسؤول خرابکار و قانون نابجا می تواند در حکومت اسلامی باشد، همان گونه که برخی از والیان حکومت امیرالمؤمنین این گونه بودند. اینجا باید نهی از منکر کرد و آن مسؤول را نصیحت کرد و با انتقاد سازنده برای برطرف کردن عیب، تلاش کرد یا از راه قضا و دادگاه پیش رفت و... به هر حال خطا خطاست و در حکومت اسلامی زشتتر است.
    اما مادامی که ولایت این حکومت دست امامی عادل است و از طرف خدا اذن حکومت دارد، باید از آن دفاع کرد و حمایت کرد.

    سلام

    حال اگر این نا عدالتی متوجه خود امام یا رهبر و یا فقیه باشد انوقت چه باید کرد؟؟؟؟

    پاسخ:
    علیکم السلام.
    وقتی فقیهی از سوی اکثر مجتهدین و مراجع تقلید به عنوان ولی فقیه شناخته شود، دیگر حجت بر ما مردم عادی تمام است، و دیگر بی عدالتی از سوی او سر نخواهد زد. خدا حفظش خواهد کرد. این نسخه خداست، و مردمی که به نسخه خدا عمل کنند، حتما کسی رهبرشان خواهد شد که عادل است و لایق. و همو است که از سوی خداوند اذن حکومت دارد. 
    البته، قطعا برای ما مردم عادی برخی از کارهای ولی فقیه نامفهوم است، و بدون شک ولی فقیه گاهی حرفی می زند که احساس می کنیم نبایستی می زد و گاهی سکوتی می کند که فکر می کنیم، این سکوت نابجا است. 
    دلیل هم روشن است، چون ولایت و رهبری امت اسلامی پیچیده ترین کار این کره زمین است. و ما کجا و فهم دقیقترین رمز و رازهای ولایت و حکومت کجا؟ پیامبر و امیر المؤمنین و همه پیامبران دیگر نیز به بی عدالتی متهم شدند، چون عدالت چیز ساده ای نیست که هر کسی بتواند تشخیصش دهد. 
    ابتدا باید ولی فقیه را با برهان قطعی و روش درست، شناخت، و آنگاه باید کاملا نسبت به او مطیع و سرسپرده بود. قطعا در این میان هم خدا برای آزمایش میزان ولایت پذیری ما به گونه ای صحنه ها را کارگردانی خواهد کرد که ولی فقیه در آن موضعی خواهد گرفت که در چشم ما ساده بینان عجیب و نادرست بیاید. و درست، همینجا آزمایش خدا شروع می شود و ولایت پذیر را از غیر ولایت پذیر جدا می کند. 

    سلام

    .......شهدا...عشق..اسلام...فداکاری به محوریت دین نه وطن....واژه های غریبی که در محتوای رسانه و سینما مهجوره

    سیدبزرگوار درد بسیار است.. هنوز رفیقت جلوت پرپر نشده که درد رو بفهمی البته با عرض معذرت.. ولی از قلمتون معلومه که درد رو چشیدی... همیشه ثابت قدم باشی..التماس دعا

    وقت کردید اینو حتما ببینید http://bonvari.blogfa.com/post-53.aspx

    پاسخ:
    علیکم السلام
    ممنون از لطفتون.
    عده زیادی از دلاوران ارتش فقط و فقط بخاطر حفظ نام و تمامیت ارضی ایران و ایرانی در جنگ شرکت کردند همینطور عده کثیری از داوطلبان با چنین ایده ای در این جنگ شرکت کردند وجود رزمندگان بسیار در جنگ با نیت دفاع از اسلام یا اینکه عربی نبودن اسم عملیات یا رمز عملیات دلیلی بر حس میهن پرستی نیست منتهی این حکومت بی غیرت عرب پرست و خائن به مردم ایران همیشه سعی کرده اینگونه نشان دهد که اکثریت بخاطر حفظ اسلام در این جنگ بی عاقبت و نابدگر شرکت کردند!
    پاسخ:
    سر و ته نظرتان به هم نمی خوره برادر.
    آن دلاوران ارتشی که به عقیده ی خودتان فقط به خاطر حفظ نام و تمامیت ارضی ایران و ایرانی به جنگ رفتند، بالأخره به نظر شما کار خوبی کردند یا نه؟ اگر کار خوبی نکردند، چرا آنها را دلاور می خوانید؟ اگر کارشان خوب بود، پس چرا آخر یادداشت که با عصبانیت و بدون فکر مطالبی را نوشتید این جنگ را بی عاقبت و نابودگر خواندید؟
    مثل این که شما از آن دست کسانی هستید که از نام جبهه و جهاد و دفاع مقدس و رزمنده و اینها کلا بدتان می آید و همیشه به این جنگ بد و بیراه می گویید، اما الأن به غیرت ایرانی گریتان بر خورد و خواستید از آن دلاوران ایران پرستی که نمی دانم کجای جنگ بودند، یادی کنید، آخر نوشته هم ناخواسته پرونده دلتان را باز کردید و یادتان رفت که داشتید چی می نوشتید؟
    سلام. نظاره گر تغییر ارزش ها هستیم...
    با " هدیه به همسر" بروزیم. لطفا نظر خودتون رو صریح بفرمایید.
    پاسخ:
    علیکم السلام

    با سلام- من بتازگی با وبلاگ شما آشنا شدم. بسیار از مطالب آن لذت بردم. تقریبا تمام مطالبتان خصوصا همین مطلب فوق، حرف دل ماست. انشاء الله موافق باشید. خداوند همه ما را از شر وساوس شیطان حفظ فرماید.

    پاسخ:
    علیکم السلام.
    ممنون از لطفتون. متشکرم.
  • حمیدنارنجستانی
  • مدت هاست شاهد ترویج مفاهیم ایران بدون اسلام مشابه آنچه رژیم منحوس پهلوی انجام میداد از طریق رسانه های داخلی هستیم .این حرکت کاملا خزنده ونامحسوس و برنامه ریزی شده است
    درود بر دوستان بزرگوارم ....من ایرانی اما مسلمان نیستم و زرتشتی هستم ... گفتار گیرا و خوبی بود ...دوست عزیز نگارنده محترم... در کشور ما در زمان کوروش کبیر و داریوش و رستم مفاهیم دیگری مطرح بود ... ما هم دین داشتیم و پیامبری که مهربان بود و بزرگوار...به اهورامزدا عقیده داشتیم و به موجب تعالیم دینمان گفتارمان و کردارمان و پندرمان همواره نیک بود ... کسی به جرم عقیده و نظرش در بند نبود ...همه با هر مرام و مسلکی آزاد بودند ..... پادشاهی داشتیم بزرگ و بلند مرتبه ...مهربان ..دادگر ...به عقاید و مرام و مسلک همه ادیان احترام میگذاشت . شاه بود !!! اما همه او را احترام میگذاشتند ....ما همه روزهای سال در شادی و جشن بودیم .... کشورمان اباد بود و آزاد .... سوگی نداشتیم که به موجب ان کشور و همه ارکان مملکت تعطیل شود....اما شادیها و جشنهای ما برای همه لذتبخش و خاطره انگیز بود ..... جشن مهرگان....جشن تیرگان .....جشن سده ...جشن نوروز....شب یلدا ...چهارشنبه سوری ....پادشاه ما جهانگشا بود ... اما!!!!! اما به هر کجا قدم میگذاشت رسم و رسومات و آیینهای آن سرزمین قابل احترام بود و همه در حفظ دین و آیین خود قادر و توانا...............اما ناگهان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!طوفانی سهمگین و ناخواسته به سرزمین ما هجوم اورد و آن شادی و شور و آبادانی همه در اتش سهمگین جنایات اعراب در جنگ نهاوند نابود شد..................مردان ما به جرم ایرانی بودن و عدم پذیرش دین اسلام زنده زنده در اتش سوختند ...زنان ما به اجبار با اعراب باده پرست همخوابه شدند و چه کودکان حرامزاده ای که زاده نشدند!!!!!!!! و به جای ان همه شادی شور و زندگی ..... رنجی طاقت فرسا و 1400 و اندی ساله رهاورد دین تازه وارد شد ..... شهادت و مرگ در راه خدا و رمضان و محرم و اربعین جایگزین شب یلدا و مهرگان و تیرگان شد ..... لا اله الا الله و الله اکبر و مرده باد و زنده باد جایگزین گفتار و کردار و پندار نیک شد ..... شیرینی و شور وشعف شب یلدا و چهارشنبه سوری همه محو و ناپدید شد و ایام محرم و رمضان جایگزین آن شد ....... به جای شاهنامه فردوسی و حافظ خوانی و دیوان سعدی ، دعای کمیل و ندبه و زیارت عاشورا نقل محفل شبهای ادینه شد .... به جای معرفی رستم و سهراب و سیاوش و بیژن و منیژه اکنون دو طفلان مسلم و هانی ابن عروه و عمار یاسر و ....و.... به کودکان ما شناسانده میشود...... ازدواج موقت و صیغه و چند زنی جایگزین توجه به معیشت و زندگی جوانان شد ......تولد حضرت فاطمه و علی ابن ابیطالب در کشور ما روز زن و مرد معرفی شد ..... تولد حضرت زینب و معصومه روز دختر و ...و.... معرفی شد .......و همه و همه چیز تاریخ و فرهنگ و هویت کشور ما نیست و نابود شد . در کشور ما یا کوروش و یا رستم رسم نبود ...یعنی کسی برای کوروش و رستم به جنگ نمیرفت بلکه فقط میهن و خاک مهم بود و دفاع از کیان و شرف ایرانی ........... سربندها همه بک نام داشت ایران .....ایران ...ایران ...........
    پاسخ:
    خوش آمدی آقا جمشید. از این که به نرمی و با ادب دیدگاه مخالفتان را نگاشتید، سپاسگزارم. و متشکرم که خوبی ها و زیبایی های این یادداشت را دیدید و به آنها اشاره کردید. زیبا بود کارتان.
    اما اجازه بدهید که فاش و رک، پاسختان را بدهم. شوربختانه باید بگویم که هر چند در آغاز نظرتان، با تعصب و بداخلاقی های متعصبان شروع نکردید و انصاف را رعایت فرمدید، اما مقایسه های شما بین ایران اسلامی و ایران زرتشتی از انصاف تهی بود. و این کار خوبی نیست، دین شما هر چه باشد، باشد، انصاف را بایستی مراعات می کردید.
    بیشتر یادداشت شما تاریخ نگاری ایران بود و مقایسه ای ضمنی بین ایران باستان و ایران اسلامی. و در کنار آن تلاش کردید بین دین اسلام و دین زرتشت مقایسه کنید.
    آنجا که از تاریخ گفتید، انصاف نبود که عقیده خود را با تحلیل تاریخی درآمیزید. بهشت نشان دادن ایران قبل از اسلام تنها با خیالات متعصبانه رواست وگرنه اسناد تاریخی حکایت از چیز دیگری می کند. قطعا فرهنگ ایرانی و جامعه ایرانیِ قبل از اسلام امتیازاتی دارند و زیباییهایی در فرهنگشان وجود دارد. و بدون شک ایرانیان باستان زندگی سراسر تاریکی و ظلمت نداشتند و آنها هم مانند دیگر اقوام و دیگر ملتها محاسن و فضایل و علم و تمدن و اخلاق داشتند. اما آن گونه که تصویر کردید هم نبود.
    شما رندانه از نظام طبقاتی سختگیر دوران ایران باستان و به ویژه دوران ساسانیان گذشتید، غافل از این که نظام رسمی طبقاتی که مردم را به صورت وراثی و خاندانی به طبقاتی معین و محدود می کند، پیامدهای شومی به دنبال دارد که نگو و نپرس. و با همین نظام طبقاتی سخت و بی انعطافی که شهره ی تاریخ نگاران شرق و غرب است، دیگر جایی برای آن همه ستایش حمد و ثنا نمی ماند و باید پذیرفت که چنین حکومت و نظامی برای سعادت جامعه کارا نیست، این حکومت استعدادها را آن گونه که باید نمی شناسد و شکوفا نمی کند، چون هر فرزندی مجبور است راه پدر را دنبال کند و در جایگاه و طبقه پدر بماند، حتی اگر استعداد بیشتری داشته باشد. و شما بهتر از من می دانید که حتی حق تحصیل علم و دانش آموزی هم محدود به طبقه خاص بود، نه همه.
    و حال این فرهنگ را مقایسه کنید با فرموده پیامبر اسلام که فرمود مردم همه مانند دندانه های شانه اند و تفاوتی با هم ندارند. ایشان همه را به آموختن علم و دانش تشویق کرد، اولین آیات قرآن هم که بر پیامبر اسلام نازل شد حکایت از خواندن و علم و قلم می کند؛ «إقرأ باسم ربک الذی خلق، خلق الإنسان من علق، إقرأ وربک الأکرم الذی علم بالقلم، علم الإنسان ما لم یعلم» بخوان با نام پروردگاری که تو را آفرید، انسان را از لختی خون بسته شده آفرید، بخوان و (بدان) که خدا از همه کریمتر است، او که به وسیله قلم، آموخته است، و به انسان چیزهایی که نمی دانست آموخته است.
    وقتی می بینید اسلام از روز ظهورش و تا کنون، این چنین آماج دشمنی ها قرار گرفته ولی روز به روز بالنده تر و گسترده تر می شود، باید دنبال جذابیتهای آن بگردید، باید ذهن شما کنجکاور شود که آخر در اسلام چه سرّی است که این چنین مردم را جذب خود می کند.
    آن ایران با آن عظمت و با آن تمدن و با آن سپاه قدرتمندی که به کشور گشایی عادت کرده بود، چه گیری داشت و چگونه در برابر مشتی سرباز پا برهنه عرب به زانو نشست و تسلیم شد؟! این سپاه کم سلاح عرب، این همه انرژی و شجاعت را از کجا آورده بود؟ و سپاهیان ایرانی که آوازه شان لرزه بر اندام نظامیان دنیا می افکند، از چه رو این گونه سست در برابر رزمندگان مسلمان ظاهر شدند؟ اینها که شما از روی ناآگاهی باده پرستشان خواندید، چگونه با میگساری و باده نوشی و شهوت پرستی، چنین حماسه ای آفریدند و چنین رقصی در میانه میدان کردند؟! آیا سزا نیست که به احترام انسانیت و خردتان در نگاه و تحلیلتان باز بنگرید و از نو رخدادهای آن زمان را بررسی کنید؟! ایرانیان که خود از دین زرتشتی برخوردار بودند و سر سفره گفتار و رفتار و پندار نیکش مهمان بودند، چه شد که تا بوی اسلام به مشامشان رسید، یکباره همه گذشته را رها کردند و اسلام را با آغوش باز پذیرفتند. خواهش می کنم نفرمایید که آنها با زور شمشیر، مسلمان شدند که این سخن بیش از این که بدگویی اسلام باشد، توهینی سترگ به ایرانیان است. و گرنه اگر کسی دین و فرهنگی را با سراسر وجودش بپذیرد و از آن لذت ببرد، با هیچ شمشیری از دستش نخواهد داد. سپاهیان اسلام با سپاهیان و حاکمان ایرانی جنگیدند، اما از آنجا که در همان جنگشان نیز نشان دادند که حامل پیام و فرهنگی غنی و نو و بدیع هستند، ایرانیان آن فرهنگ را پذیرفتند و در آن دین (اسلام) وارد شدند.
    این که در ایران باستان سوگی نبود هم از حرفهای نادرست است، و اگر درست باشد - که نیست - نشان می دهد ایرانیان باستان شبیه گوسفندها زندگی می کردند، چون این گوسفندها و اسبها هستند که سوگوار نمی شوند و درد و غم ندارند. و گرنه انسانها این گونه نیستند. فردوسی درباره آن گاه که رستم به دست برادرش شغاد،  کشته شد، سرود:
    به یک سال در سیستان سوگ بود، همه جامه‏ هاشان، سیاه و کبود
    در عصر ساسانیان نیز، هنگامی که بهرام گور درگذشت ولیعهدش یزدگرد، چنین کرد:
    چهل روز سوگ پدر داشت راه‏، بپوشید لشگر کبود و سیاه‏
    فریدون هم که از جهان درگذشت، نواده و جانشین وی چنین کرد:
    منوچهر، یک هفته با درد بود، دو چشمش پر از آب و رخ زرد بود
    سپاهش همه کرده جامه سیاه‏ توان گشته شاه و غریوان سپاه‏
    سوگ و عزاداری از ویژگیهای جامعه های انسانی است، اما مهم این است که سوگمان برای چه باشد، یک درد عمیق و ثابت و ماندگار داشته باشیم، یا هر روز درد نو و گذرا و سطحی. دردی داشته باشیم که همراه با لذت و شورانگیزی و الهام فضایل و عاشق بیشگی باشد، یا دردی باشد که هیچ حرارت و شور و حیاتی نداشته باشد.
    سوگواری ما برای امام حسین ـ علیه السلام ـ نفس کشیدن ماست، این سوگ انرژی زاست و حرارت بخش است، به زندگی هایمان طراوت می بخشد، تفریح ماست اصلا. مهربانمان می کند، با گذشتمان می کند، ایثار به ما یاد می دهد، شجاعت را به ما می آموزد، دیدید و شنیدید که رزمنده های ما در جنگ شبهای عملیات روضه می خواندند و برای امام حسین می گریستند، چون این روضه ها شجاعتشان را ده برابر می کرد، صبر و شکیباییشان را چند برابر می ساخت. این که ما زیاد گریه می کنیم چون نوع آموزه های اسلام به گونه ای است که دل انسان را نازک می کند، رقت قلب به او می بخشد، او را مهربان می کند و از طرفی امامان و پیشوایان دینی ما چنان مهربان و آقا بودند که عشق و مهرشان در دل ما مسلمانان زنده و پابرجا است. ما با امامانمان زندگی می کنیم، به قبورشان با عشق و حرارت سفر می کنیم و زیارت می کنیم. ارتباط ما با پیامبر و امامان ما ارتباطی عجیب و تنگاتنگ است، تقصیر ما نیست، ما عاشق امامانمان هستیم و خودتان خوب می دانید که شاخص و نشانه عشق، اشک است. دین ما چون از این عاشق پیشگیها و حرارتها زیاد دارد، اینقدر خریدار دارد و بسیاری با دیدن این شور و حرارت شیفته دینمان می شوند. عاشق بودن زیبا و لذتبخش است، به ویژه این که انسان عاشق مردی باشد که کمال و اخلاق و علم و فضایلش در اوج باشد.

    راستی سؤالی دارم، اهورا مزدا در میان شما چقدر ارزش دارد و به چه مقدار دوستش دارید، چرا عاشقش نمی شوید، و چرا در پی این عشق آرزو نمی کنید که ای کاش برای او بمیرید و در راه دفاع از او جان دهید؟ حرارت دینتان کجاست که از شهادت با چنین لحنی یاد می کنید؟! آخرت در دین شما مگر زیبا و شیرین و مست کننده نیست که مرگ در راه خدا را بد می دانید؟! پس شما به چه امیدی زندگی می کنید و آرزوی مرگ برای چه دارید؟ عشقتان چیست؟ و این چه دینی است که شما را عاشق پیشه نمی کند و با «عشق» انسان که بزرگترین امتیاز و سرمایه انسان است، کاری ندارد؟! پس بفرمایید که شما به چه چیز دینتان دل خوش کردید؟! گفتار و کردار و پندار نیک که در همه ادیان مورد سفارش است، این که امتیاز نیست. قرآن ما از این سفارشها آکنده است.

    کجای این بد است که انسان برای خدایش و با هدف نزدیک شده به خدایش، یک ماه، کمتر بخورد و به ابعاد حیوانی وجودش کمتر توجه کند و کتاب وحی خدایش را بخواند و با او مناجات کند و سر نماز او را صدا بزند و برای او اشک بریزد؟ شما وقتی می خواهید برای خدا کاری کنید، شیرینی و هندوانه و تخمه می خورید؟! این که خیلی بی مزه است.

    لا اله الا الله، زیباترین جمله دنیاست، عاشقانه ترین ترانه هستی است، یعنی هیچ خدا و کاره ای در عالم نیست، این عالم مال یکی بیش نیست، و توجه من به یکی بیش نیست، دلم را برای یک موجود آب و جارو زده ام و آن را به نام یک موجود می کنم. خدایم تک تک است، او یکی یدونه عالم است. مثل ندارد، تا ندارد، دومی ندارد. از او بهتر نمی شود.
    الله اکبر هم ذکری است که اگر نبود ما نمی توانستیم در برابر این همه دشمن مقاومت کنیم. ما هر روز به خود تذکر می دهیم که او بزرگتر است. امام عزیز ما چون این ذکر را باور کرده بود و به جانش نشسته بود، شاه و آمریکا و همه دشمنانش را تحقیر کرد و روسیاه کرد و به خاک ذلت نشاند، چون باورش شده بود که خدا بزرگتر است. حالا پیشنهاد می دهید که ما این معارف و آموزه های بسیار بلند و بسیار پرانرژی و روح افزا و کارا را رها کنیم و هندوانه بخوریم؟! ما مسلمانها هر وقت گرممان بشود و بخواهیم استراحت کنیم، هندوانه می خوریم، شما وقتی می خواهید عبادت کنید، هندوانه و تخمه می خورید؟!!!!!!!!!!!!!! ببخشید واقعا قصد جسارت ندارم، ولی به نظرم انسان باید به چیزی دل ببندد و به آن افتخار کند که حد اقل آن کار ویژه انسانها باشد، ولی دور هم نشستن و هندوانه خوردن کاری است که بی کم وکاست گوسفندها هم می توانند انجامش دهند. ما مسلمانها هم وقتی می خواهیم تفریح کنیم همین کارها را انجام می دهیم. اما عبادت و بندگی کلاس بالاتر از این حرفهاست.
     
    خوب است این سؤال را از خودتان بپرسید که چرا دینتان،  در ایجاد فرهنگ و اندیشه و هنر و شعر چنان ضعیف است، که وقتی شما به عنوان زرتشتی می خواهید از اسلام بدگویی کنید و به فرهنگ و شخصیتهای زرتشتی ببالید، از سر تنگ آمدن قافیه و قحطی فرهنگ ناب زرتشتی مجبور شدید کمی از اسلام قرض بگیرید و از فردوسی و حافظ و سعدی مسلمان نام ببرید؟! 
    دیگر خسته شدم و حال ندارم ادامه دهم، همین مقدار بس است.
    خدا نگهدار.
    با:
    فرزند کمتر زندگی بدتر!
    به روزم.
    منتظر نظرات شما هستم
    سلام نکته جالبی بود در ضمن می دونستی خیلی هم خوشتیپی اخوی؟؟؟
    پاسخ:
    علیکم السلام. خیلی ممنون
  • محمد عبدی
  • آقا خدا خیرت بده.مطلب زیبایی بود و در سایتم هم قرار دادم.
    http://karkandeh.nazuka.net/fa-ir/
    پاسخ:
    نظر لطف شماست.
    زنده باشی.
  • محمد عبدی
  • لینک سایت شما را در سایتم قرار دادم.اگر مشکلی ندارید مرا نیز لینک کنید.
    پاسخ:
    ممنونم برادر
    پاسخ شما در جواب به جمشید کاملا مغلطه بود... صحبتش چیز دیگه ای بود و جواب شما بی ربط!
    پاسخ:

    بله.

    متاسفانه دارن جنگ را تحریف میکنند.

     

    ما که شاهد بودیم میدانیم که رزمندگان برای دفاع از "اسلام" و به فرمان "امام" به جبهه رفتند؛ نه دفاع از سرزمین و خاک و غیره . ولی آیا در سریالهای دفاع مقدس نامی از "امام" می آید؟؟؟

     

     

  • کاوه آهنگر
  • نخیر قربان عراقی ها هم هرگز نامسلمون نبودند و اکثریت شیعه هم بودند 
    مگه ممکنه این جنگ بخاطر مذهب یا اسلام بوده باشه!؟
    اگر اینطور بود 65% عرافیهای شیعه نمیجنگیدند و چون امام خمینی ولی امر مسلمین جهان بود ولی امر آنها هم می شد و فورأ صدام رو بر مینداختند..طرف مقابل صدام هم میگفت قادسیه دوم و هرگز نگفت میخوام مثل قادسیه اول برم یمشت کافر ایرانی رو مسلمون کنم. او با ایران و ایرانی مشکل داشت همونطور که قبلأ ایرانیهاروبا پشه مقایسه کرده بود نه شیعیان رو و نه طرفداران حکومت ایرانو.
    ضمنأ مگه وطن پرستای ایرانی اجازه داشتن سربند "کورش بزرگ" و "فره وهر" بزنند کما اینکه الان که جنگ نیست هم نمی تونند
    ضمنأ اینهمه هموطنان زرتشتی و ارامنه مسیحی برای اسلام جنگیدند و جان سپردند!!؟ 
    پاسخ:
    درست است که عراقی ها مسلمان بودند، اما در این جنگ از صدام کافر اطاعت کردند. صدام هم آلت دست آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از کشورهای غربی بود که ضدیتشان با اسلام روشن است.
    عراقی هایی که وارد این جنگ شدند، گناه کردند. وظیفه آنها همین بود که فرمودید اما این کار را نکردند و شد آن چه نباید می شد. و البته روشن است که صدام چون هیچ استدلال انسانی و عقلایی درستی برای این جنگ نداشت، مجبور بود تعصبات عربی و قومی را مطرح کند و با این ادبیات کشورهای عربی را با خود همراه کند. اگر این جنگ واقعا با انگیزه های عربی و فارسی بود، به آمریکا و کشورهای غربی چه که چه کسی در این جنگ پیروز شود؟! مگر آنها عربند که هر چه پول و امکانات داشتند به صدام دادند؟!
    البته ناگفته نماند که بسیاری از جوانان مؤمن عراقی با روشهای مختلف از چنگ این جنگ گریختند و خود را گرفتار نکردند. برخی ها ماه ها در خانه هایشان ماندند تا کسی آنها را نبیند و به جبهه نفرستد. بسیاری از اسرای عراقی کسانی بودند که تا به جبهه اعزام شدند، داوطلبانه پارچه سفیدی سر دست گرفتند و خود را تسلیم رزمندگان اسلام کردند. طوری شد که بعدها پوشیدن هر لباس سفیدی (حتی لباسهای زیر) بر سربازان عراقی ممنوع شده بود. بسیاری از عراقی های ساکن ایران هم به جبهه رفتند و با هموطنانشان جنگیدند. بسیاری از خانواده های عراقی ساکن ایران نیز  مانند خانواده های ایرانی از هیچ کمکی به جبهه حق علیه باطل دریغ نکردند. گلزارهای شهدای شهرهای عراقی نشین مثل قم و تهران پر از شهدای عراقی است. برید ببینید. حتی برای این جنگ سرود هم ساختند و اجرا کردند و در رسانه ملی ما پخش شد. "یامة للجبهة گومی ودعینی ... هذا الإمام القائد هالینادینی..."؛ "مادر برای رفتن به جبهه با من خداحافظی کن... این امام و رهبر (امام خمینی) است که مرا صدا می زند..."... در عراق بعضی از خانواده های متدین که به امام و انقلاب ایمان داشتند، ترکشهای موشکهای فرود آمده از ایران را که گیر می آوردند برای شفا استفاده می کردند!!! این جنگ پیچیده تر از آن است که واژگان ایران و عراق و فارس و عرب بتوانند تفسیرش کنند. 
    وطن پرستهای ایرانی کدام عملیات را برگزار کردند؟! ارامنه و زرتشتی ها را قبول دارم که با هدف دفاع از میهن جنگیدند، اما تعدادشان در جنگ به یک گردان و شاید به یک گروهان هم نمی رسید، وگرنه با هم جمع می شدند و عملیاتی راه می انداختند. کسی هم در آن گیر و دار سر اسم و نام و نشان با آنها دعوا نمی کرد. اما حق این است که تعدادشان بسیار کم بود و ملی گراها هم می شود گفت نبودند. این جنگ، جگر می خواست و جگرش را فرزندان حسین داشتند نه فرزندان کوروش.
    وطن پرستان ملی گرا وقتی در جایی حضور نداشتند، حق ندارند درباره اش حرف بزنند و آن را به نام خود بزنند.
  • سکوت پرصدا
  • سلام.واقعا مطلب بجا و عالیی بود.خسته نباشی.و از اون عالی تر جوابی بود که به آقای جمشید دادی.خیلی قشنگ و کامل بود.انصافا دستت درد نکنه

     

    پاسخ:
    علیکم السلام
    خواهش می کنم.
    چه عجب؟!
  • کاوه آهنگر
  • در پاسخ عرض کنم که امریکاییها درسته با القاعده و طالبان بعد از 11 سپتامبر ضدیت وحتی جنگ دارند اما ضدیتی با اسلام به اون صورتیکه شما فکر می کنید ندارند چنانکه نمونه اشو میبینید مثلأ در مصر ارتشو تحت فشار گذاشتند مبارکو کنار بزاره و حتی درجریان انتخابات طنطاویو تحت فشار گذاشتند مرسی رو که برنده شده اعلام کنه و اگر با اسلام مشکلی داشته باشند با این حرکت اونوقت میشن مدافع دمکراسی و آزادی انتخابات،وچون در 28مرداد در ایران ثابت کردند که دومی نیستند،اولین.
    ضمنأ 97% عراقی مسلمان یکپارچه گناه کردند!؟ پس چطور نتوانستند علمای شیعه نجف (با آن همه نفوذی که داشتند)  گناه و غیر گناه را بهشون تفهیم کند و ما شاهد حرکتهای ضد جنگ درعراق باشیم؟
    دوست عزیز من نمیگم 100% انگیزه رزمندگان ایرانی،میهن پرستانه بوده،و نمیگم هم 100% اسلامی بوده، بلکه کسانی هم که با انگیزه اسلامی می رفتند در واقع اسلام ایرانی بوده، چون اگر اون برداشت از اسلام در عراق هم وجود داشت جنگ نمی شد. کدامیک از علمای نجف با تمام احترام بالایی که فائلم در آن زمان برعلیه جنگ صحبت کردند؟
    ضمنأ اینکه صدام آلت دست بود بحثیست علی حده و نمیدونم چه ربطی به موضوع داشت...
    درضمن جنگ هیچ استدلال عقلانی نمیخواد و نخواسته.
    " اگر این جنگ واقعا با انگیزه های عربی و فارسی بود، به آمریکا و کشورهای غربی چه که چه کسی در این جنگ پیروز شود؟! مگر آنها عربند که هر چه پول و امکانات داشتند به صدام دادند؟!"

    به نکته جالبی اشاره کردید. این استدلال از چند جهت غلط است:
    1-با این حساب امریکا در جنگ جهانی دوم هم نباید وارد میشد چون یک جنگ ملیتی بود 
    2-اینکه امریکاییها ازاین جنگ چه سودی بردند بحث درازی است اما اگر تاریخ را دقیق مطالعه کنیم می بینیم که امریکا نه میخواست صدام جنگ را ببرد نه ایران بتواند عراق را تصرف کند چون در مراحلی که صدام داشت پیشروی می کرد به ایران هم سلاح فروختند. در تصرف فاو طرف عراقیهارو گرفتند و در چندسال آخر جنگ هم سیاستشون این بود که جنگ تمام شود و کمکهاشونو به عراق تقریبأ متوقف کردند.
    اون مسأله ای که فرمودین عراقیها بعضأ به جنگ نمی رفتند چیزی را اثبات نمی کند چرا که در ایران هم این پدیده وجود داشته و خیلی ها بهرصورت فرار می کردند که الانم در اروپا و امریکا هستن. حتی گروهی از ایرانیهای خائن که به شدت هم خودشونو مسلمون می دونستن تحت فرماندهی رجوی رفتند عراق و درعمل ضد وطنشون وارد عمل شدند اگر عراقی های ایرانی ضد صدام جنگیدند.
    فرزندان حسین اگر ایرانی باشند خودبخود فرزندان کورش هم می شوند حتی اگر خودشان بگویند نیستیم،چرا که گذشته وتاریخ را نمی توان تغییر داد.
    این که مشخصه تعداد زرتشتی ها و مسیحی ها کم بود چون اقلیت بودند،اما چون دربینشون خلبان و تحصیل کرده هم زیاد بودند نقش تعیین کننده ای داشتند و روحیه "ملی" رو درجنگ تقویت کردند. شما در کامنت فرموده بودین که زرتشتیها و فرزندان رستم کجا بودند. 
    و در آخر این را هم بگویم که بنده منافعی جایی ندارم و برا همین حرفام در خطر هم هستم که این خودش دلیلی میشه بر این موضوع که دلیلی نداره بیام طرف کسیو بگیرم.

  • همون امان
  • امان از همتون ک با این جنگ مزخرف عرب و عجم ، یه ملتی رو بیچاره کردین
    قبل از اسلام هم همچین مملکت گل و بلبلی نداشتیم همینجور ک حالا هم نداریم ینی یه عمره ک نداشتیم تا بوده سایه ترس و وحشت از جنگ و ناآرامی بوده.
    هم ملیت همیشه باعث بدبختی ما بوده هم این تعصبات کورکورانه مذهبی که غیر از خودمونو اصلا به حساب نمیاریم
  • کاوه آهنگر
  • نخیر جناب امان. زمان خاتمی اوضاع نسبتأ خوب بود چون نفت 8دلار بود دلار 850
    الان نفت 120 دلار، دلار!؟؟؟؟؟؟
    سلام،خواستم بگم عده ای ساز خودشونو میزنن الکی خودتو اذیت نکن اما "به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل...که گر مراد نیابم..."اومد تو ذهنم...
    دو عمو،دو دایی،یه پسر عمو و یه پسر داییم تو اون جنگ کشته شدن و تا جایی که من میدونم به خاطر خمینی و اسلام رفتن نه به خاطر کوروش و داریوش و ...!!
    به هر حال...
    پاسخ:
    علیکم السلام.
    ممنون.
    بین ایران واسلام خط فاصله ایجاد نکنید.قبل ازاسلام هم مردم ایران ازکشورشان دفاع میکردندولی با پذیرش اسلام انگیزه های آنان درجنگها بسیاربیشترشد.نظرت نویسنده محترم ولی من نمیدانم چرا هروقت نیاز به بسیج عمومی مردم بوده سرودای ایران ای مرز پرگهر را صدها وهزاران بار ازصدا وسیما پخش میکنند .این سرود که نامی ازاسلام درآن نیست؟درروزهای آغازین جنگ واخیرادرهرنیازی به حضورجدی مردم درصحنه ازاحساسات ملی مردم بیشتر ازاحساس مذهبی آنها استفاده میشود.جواب بنظرم ان است که مردم ایران دیندار بوده(هردینی )ووطن خودرانیز دوست دارند. نباید سعی درنفی یکی ازآنها نمود. 
  • منافق مستکبر جاسوس سیا و موساد
  •  

    از نظر شما برادران ارزشی صحبت از ایران وایرانی، گناهی در حد لواطه. فراموش نکنیم که بنیانگذار جمهوری اسلامی فرموده بودند ملی گرایی کفره.پس طبیعیه که شما به واژه ایران آلرژی داری

    دعا میکنم برات که با جناب خلخالی که تخت جمشید رو به گلوله بست محشور بشی. شما اصلا ایرانی نیستین.کشور و ملیت شما اسلام و جمهوری اسلامیه. یعنی که اگر روزی گذارت به کشور دیگه ای افتاد و اونجا کسی از شما پرسید کجایی هستی، نباید بگی "ایرانیم"  بلکه باید بگی اسلامیم.بله دادا اسلام دین شما نیست بلکه نژاد شماست.

  • کاوه آهنگر
  • یک انتقادی به نحوه تیتر زدن شما دارم و اونم اینه که تیتر این مقاله خیلی سطحی انتخاب شده و ناخودآگاه رفلکت به وجود میاره کسایی که کورش و رستم تو ذهنشون اسطوره اس به عکس العمل میفتن درحالی که مقاله میتونه مروری و تحلیلی باشه تا تأثیر گزار باشه اینجوری که لج یک عده رو درآوردن و یک عده دیگه را خوشحال کردن مسأله ایو حل نمیکنه و فقط باعث تنش میشه. مثلأ میتونستین بنویسین: " بررسی کمی/مقایسه ای استفاده از نمادهای مذهبی و ملی در هشت سال دفاع مقدس"
    یک نکته خیلی مهم هم به ذهنم اومد که  مدنظر داشته باشیددر 8سال جنگی که داشتیم در مجموع نمادهای ملی بیشتر از نمادهای اسلامی بکار رفت  و جلو چشم بود چرا که لباس و ادوات نظامی و... شامل پرچم ایران بودند. به عنوان مثال پرچم "الله اکبر" سربازان ایرانی وقتی طرف مقابل جنگ هم مسلمون بود روی او هم اثر مثبت می گذاشت و سرباز شیعه عراقی با خواندن پرچم "یا صاحب الزمان" روحیه هم پیدا می کرد،اما وقتی پرچم ایران را می دید...
    پاسخ:

    بیشتر به جای پاسخ و بحث کردن مایلم به خاطر اهتمامی که به این موضوع داشتید، از شما تشکر کنم. اهتمام و جدیت شما درخور تحسین است.

    در مورد انتخاب تیتر هم بنده چندین ویژگی را برای تیترهای یادداشتم دنبال می کنم.  تیترها را سعی می کنم کلیشه ای ننویسم، از سبک تیترهای مقالات رسمی و علمی معمولا پیروی نمی کنم. تلاش می کنم که تیترها جذاب باشند. تا حدودی تیتر با موضوع تناسب روشنی داشته باشد به گونه ای که بعد از خواندن یادداشت، خواننده احساس نکند که تیتر هیچ ربطی به یادداشت نداشته است. باید تیتر، خواننده را به خواندن یادداشت تشویق کند. باید کل مطلب و همه حرفهایم در تیتر منعکس نشود. و خواننده نباید بتواند همه آن چه را می خواهم بگویم را از تیتر حدس بزند. تیتر باید کمی خواننده را به تعجب وادارد، باید برای او سؤال ایجاد کند و...

    اگر به تیترهای دیگر یادداشتهایم مراجعه کنید، خواهید دید که دست کم یکی دو ویژگی از این ویژگی ها در بیشتر تیترهای یادداشتها لحاظ شده است.

    به این خاطر من از تیترهایی مانند آن چه پیشنهاد دادید، استفاده نمی کنم چون به نظرم چندان خواننده ای نخواهد داشت. اما به خاطر عیبهای ناخواسته ای که این تیتر فعلی دارد، از شما معذرت می خواهم، به بزرگی خودتان ببخشید.

     

    خسته نباشی برادر ، مدتهاست که با این برنامه ها و نظرات خون به شیشه عمرمان شده . برخلاف تصورات همه ،مظلوم ترین تفکر و جریان در این مملکت اسلامی مخصوصا در صداو سیما ، همان اسلام ناب امام و رهبری است . دست مریزاد .

    قسمت صحبتهای امام محشر بود . خیلی لذت بردم. خدا خیرت بدهد

    پاسخ:
    سلامت باشید، خیلی ممنون.

    سلام.

    من مانده ام در عجب از بسیاری از ادم ها.

    اسلام با آن همه دستورات دقیق را خلاصه می کنند در یک ارث نصف زن و تمکین زن از مرد و مثلا به قول این جمشید که در یکی از کامنت ها نوشته چند همسری. آقای زرتشتی این همه از اسلام قبل از ایران دم زدی! از چیزی که چیز زیادی از آن نمی دانی از کوروش و داریوشی که تعداد زیادی از تاریخ دانان دنیا آنها را جزئی از پادشاهان بابلی می دانند و حتی در وجود سلسله ای پادشاهی به نام هخامنشی تردیدهای فراوان وجود دارد. از ساسانیان دم زدی و جهانگشایی آنها، چه جهانگشایی! آیا سوراخ کردن کتف اسیران و عبور دادن طناب از آن سوراخ توسط پادشاه ساسانی که لقب ذو الاکتاف را به او دهند خیلی کشورگشایی محشر و قابل افتخاری است! از خسروپرویز بگویم یا از انوشیروان ناعادل که هر کدام حرمسرایی داشتند با سه تا چهار هزار دختر و زن که اسیر چنگال آن ها بودند که فتح علی شاه قاچار با همه ی زن دوستی به یک دهمی آنها هم نمی رسد. اگر کشورگشایی به هر قیمتی ارزش باشد که آن وقت هیتلر می شود قهرمان و یا چنگیز می شود بهترین انسان تاریخ که بزرگ ترین امپراطوری تاریخ را تشکیل داد.

    اصلا شما می دانید که بسیاری از این چیزهایی که به خورد ما به نام تاریخ داده اند ساخته و پرداخته ملت سازی پهلوی ها می باشد و تحریفات زیادی در اصل تاریخ انجام گرفته است.

     

  • کاوه آهنگر
  • خواهش می کنم چه اهتمامی.بنده وظیفه دارم در راه رسیدن به حقیقت که هیچ چیز بالاتر از آن نیست، از دانش و هوش ناچیزم استفاده کنم. جنابعالی هم ممنون که این موضوع را باز کردید،اما بسیار برای بنده جالب بود که چرا وقتی در این ارتباط نمی خواهید وارد بحث و تبادل نظر شوید،انگیزه تان چه بوده که این مقاله را نوشتید....
    پاسخ:

    لطفا یک نگاهی به نظرات همین یادداشت بیاندازید و ببینید واقعا اهل تبادل نظر نیستم؟ آیا در دیگر وبلاگها هم این قدر پاسخهای مفصل داده می شود؟

  • کاوه آهنگر
  • منظورم اونجایی بود که فرمودین وارد بحث نمی شوین.
    باید بگویم تنوع فکری جوابهایی که منتشر میکنید خیلی خوبست 
    بنده اخیرأ در یکی از وبلاگهای طرفدار پروپاقرص دکتر شریعتی کامنتی انتقادی گذاشتم که طرف حتی منتشر هم نکرد با اینکه کلی ادعای آزادی و...داشت
    من بطور اتفاقی لینکتونو از سایت خبرگزاری فارس دیدم. با اینکه اختلاف نظر دارم ولی این تحمل سلیقه های گوناگون در کامنت هاتون واقعأ تحسین برانگیزه و امیدوارم همیشه در نوشتن موفق باشین

    پاسخ:

    خیلی ممنونم برادر. نظر لطف دارید.

    اخوی ، حاجی ، برادر یا هر چیز دیگر که با خطاب قرار گرفتن با آن سر ذوق می آیید .. بودند کسانی که نه اسلام را انطور که شما عنوان میکنی میشناختند نه پای منبری بودند و نه دل خوشی از انقلاب داشتند اما جنگیدن نه زور و اجباری بود و نه انکار از جانب آنها .. میدانید از چه کسانی سخن میگویم همان هایی که دوست داشتند و وصیت کردند کفنشان پرچم ایران باشد همان هایی که در وصایای خود خاک این مرز و بوم را مقدس دانستند همانهایی که در وصیت نامه خود نوشتند اگر زره از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد با خون خود ان را خواهم شست همانهایی که خود را ایرانی و مسلمان میدانستند نه مسلمان ایرانی ...
    مثالی برایتان بزنم پدر بنده تربیت شده به قول شما حکومت طاغوت بود ... ریشهایش را سه تیغ میکرد .. اغلب یقه اش باز بود و گاهی هم کروات میزد .. ترانه های هایده و حمیرا را گوش میداد ..اما زمانی که میهن و هم میهنش را در خطر دید روزانه 11 ساعت پرواز عملیاتی انجام میداد و به دفاع از میهنش افتخار میکرد هر گز هم سربندهایی که فرمودین نه از نوع ایرانی و نه اسلامی بر سر نبست .. خدایش را هم خیلی بهتر از خیلی ها میشناخت .. هرگز انتظار و چشم داشتی نداشت قلبش برای ایران و ایرانی می تپید و و در راه دفاع از کیان ایران از تپش ایستاد .
    به گواه تمام دوستان و همکاران و هم رزمانش هیچگاه حقی را نا حق نکرد زیرا ایمان داشت که خداوند شاهد اعمال اوست .. برادر میتوان ایرانی بود ملی گرا بود و در راهی که مورد پسند خداست جان داد اری دفاع از مردم بی دفاع همان راهیست که خداوند میپسندد و رهرو ان را دوست میدارد .. نیازی نیست حتما ریش و سربند داشته باشی تا خدا را بشناسی نخیر اخوی گزینش خداوند به ریش ، یقه بسته ، سربند ، تسبیح در دست ، چه و چه ها نیست ..
    حاج اقا حتما یاد دارید یا شنیده و خوانده اید که افسران ارتش عراق چه بر سر زنان خرمشهر که ناموس همه ی ما بودند اوردند .. حتما شنیده اید که مردم عراق خلبانان ما را بعد از اسارت ، خلاف قوانین در محل سقوط هواپیمایشان به دار اویختند .. حتما به یاد دارید بعد از شهادت عباس دوران ، چمران ، همت ، خلعتبری و خیلی های دیگر در عراق چه جشنی برگزار میشد و بین مردم نقل و شیرینی پخش میکردند .. برگزار کنندگان و شادمانان جشن انروز همانهایی هستند که شما و امثال شما با بهانه اسلام میلیاردها هزینه ابادانی شهرشان میکنید در حالی که خرمشهر خودمان سوسنگرد و سردشت خودمان و .. و.. و .. همچنان زخمهای جنگ را به تن دارند ..
    سخن را کوتاه میکنم برادر لطف میکنید اگر جنگ و شهدای ایران که همانا همین مردم بودند را هم به انحصار خود در نیاورید .. اگر هر چه را که خود صحیح میدانید به 8 سال دفاع جانانه زنان و مردان ایران نسبت ندهید و بقیه جانفشانی ها را نادیده نگیرید بسیار ممنون خواهیم شد .. بزرگواری میکنید اگر رشادت و جانفشانی این مردم را هم برای خود برندارید و در سبد خود نگزارید .. مطمئن باشید اگر جنگ را تحریف نکنید خداوند هم از شما راضی تر خواهد بود برادر جان ..

    خداوند نگهدارتان ..
    سید جان هم نوشته شما و هم نظرات را خواندم و فکر میکنم پست بسیار خوبی بود حداقل اینکه خیلی ها رو به فکر برد و فضایی ایجاد شد که نظراتی گفته بشه و پاسخهایی هم داده بشه  .. کامنت اخر  نوشته ارش باعث شد یه جاهایی حق را به او بدهم البته جاهایی را هم تند رفته بود که من میزارم به حساب تعصب زیاد ... نمیدوم درست میگم یا نه اما فکر میکنم دسته دوم یعنی همانهایی که برای ایران و تعصب نزاد جنگیدند هم سهمی در جنگ داشتند حال این سهم چقدر بوده نمیدانم اما احساس میکنم این هم قابل تقدیر هست چون حداقل در سپاه حق بر علیه باطل جنگیدن در ضمن مدافع بودند .. سید جان اگر اشتباه میکنم خواهشا اصلاح بفرمایید ..
    پاسخ:

    بله بودند کسانی که به خاطر ایران و آب و خاک و طی کردن دوره سربازی در این هشت سال دفاع مقدس جنگ کردند. اما با توجه به آیات و روایات دین اسلام ما، ارزش کار اینها با ارزش کار رزمندگانی که به خاطر خدا رفتند و شهید شدند، قابل قیاس نیست.

    و این جنگ و رشادتهایش نتیجه حماسه کسانی است که به خاطر اسلام و خدا جنگیدند. تفاوت این جنگ هم با دیگر جنگهای تاریخ ایران در همین است. در این مملکت هر وقت دشمنی به این کشور حمله کرده، تکه ای از این سرزمین کند و با خود برد. به من بگویید که این رشادتها و حماسه ها و دفاع از سرزمین تا آخرین قطره خون کجا بود تا حالا؟!

    چرا قبلا با یک معاهده ی کم خرج ایران را تکه پاره می کردند و عرق و غیرت ایرانیان تاب مقاومت نداشت؟ و چرا دقیقا بعد از اسلامی شدن این نظام و حاکمیت ولایت فقیه بر این کشور این چنین ایرانیان شیر شدند که همه جهان در برابرشان عاجز ماند؟

    بله در این میان چند نفر هم ایران پرست بودند و چندان کاری به اسلام نداشتند از جمله اقلیتهای دینی این گونه بودند، ولی مگر اگر خیل عظیم بسیجیان و سپاهیان و ارتشیان فرزندان اسلام و عاشقان حسین نبودند، آن عده کم نمود می توانستند کاری کنند؟

    اشکال من این است که وقتی اکثریت قاطع بچه های جنگ با ادبیات اسلامی جنگیدند و فضای جنگ را با رنگ و بوی قرآن و اهل بیت درآمیختند، چرا ما امروز به جای تآکید هر چه بیشتر بر این ادبیات، ابعاد بسیار کم رنگ و در حد صفر ملی را بیشتر مطرح کنیم؟ آیا این خیانت به خون شهدا نیست؟ آیا ما با ادبیات ملی می توانیم ادامه دهنده خون شهدا باشیم؟

    آیا فقط با عرق ملی می توان چنین حماسه ای ساخت؟ آیا این کمال بی معرفتی نیست که ما قدرت مقاومت در جنگ را از حضرت امام حسین و حضرت عباس بگیریم، اما پس از جنگ از رستم و کوروش تشکر کنیم؟! حرف من این است برادر.  

    واروژ خدابخشیان جانباز مسیحی
    واروژ که از شیزو فرنی که به علت استشمام گاز خردل و گاز اعصاب که در نتیجه بمباران شیمیایی دشمن در خط مقدم جبهه ها بوده رنج میبرد اکنون بیکار ، مجرد و با پدر 87 ساله اش که نابیناست زندگی میکند و تنها منبع در امدش 30 هزار تومان مستمری کلیسا و کمک برادرش رافیک که او هم جانباز 30 درصد است میباشد .
    از این نمونه ها بسیار است .. راستی حاجی با خبر شدی بعد از 24 سال از اتمام جنگ دیروز 7 تا از شهیدان خلبانمون به وطن برگشتند و هنوز 60 تا دیگه مفقود الاثر هستن ...
    حاجی میبینید که اینها هم جنگیدن ... شما ها تنها نبودین برادراتون از عقاید و ادیان مختلف هم بودن شما با انگیزه اسلام جنگیدین اونها هم با انگیزه وطن .. هر دو گل کاشتید پس تور خدا سعی نکنیم دسته بندی و سهم بندی کنیم .. هرکس با هر عقیده ای از اون چیزی که براش مهم بوده دفاع کرده حالا چه وطنش چه دینش مهم اینه که در مقابل ظلم ایستاده ... حاجی شما که خیلی بهتر از من میدونید ، مگه امام حسین نگفته اگر دین ندارید ازاده باشید ، به نظر شما عزیزانی که اعتقادی به اسلام نداشتن و با تعصب وطنشون در مقابل ظلم ایستادن ازاده نیستن ....
    سید از شما انتظار داشتم همه رو تشویق کنید به اینکه در جنگ همه بودن و هر کسی به اندازه خوش سهم داشت ... سید جان میبخشی اگه زیاده گویی کردم به خدا اینها دقدغه هام بود در مورد موضوع این پست ..
    یا حق
  • کاوه آهنگر
  • یک انتقادی به کامنت آقای "کوچک" دارم که فرموده اند : شما ها تنها نبودین جنگیدین و...
    شماها کیا هستن جناب!!؟؟ اوننایی که جنگیدن همونایین که مثالشو زدین و همشون رفتن و ...
  • حسین داوری
  • چو ایران نباشد تن من مباد
    درست میگویی شیخ. به حسین(ع) قسم که تو این حرفا رو میزنی چون منافعت در اون هست. ام یکم زیادی بیهوده میگی چون خیلی از وصیت نامه ی شهدا هست که توش نوشته شده زنده باد ایران. اما کسانی که شیوخی مثل شما انهارا سانسور کرده و نشان نمیدهند چون در این صورت منافعشان به خطر می افتد. حالا توهم یا حرف منو سانسور می کنی یا با یک استدلال نادرست جوابم را میدهی. در ضمن اینرا هم بگویم که مشکل شما ها این است که کوروش رو نقطه ی مقابل اسلام میبینی در حالتی که اینجوری نیست مگر ذوالقرنین که در قران کریم امده کوروش نیست؟ طبق نظریه ایت الله شهید مطهری کوروش ذوالقرنین است آقای شیخ!
    ممنون عالی بود
    پاسخ:
    خواهش می کنم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">