چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

آخرین نظرات
  • ۲۱ بهمن ۹۹، ۱۴:۳۶ - حسن
    احسنت

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۹ ثبت شده است

187ـ متخصص کی بودی تو؟!

حكم اعدام سه جوان که به قول سخنگوی قوه قضائیه در ماجرای اعتراضات آبان‌ماه اغتشا‌ش‌گر و آتش‌زن و خراب‌کار بودند صادر شد و اطلاعات ما افکار عمومی ـ به لطف کار رسانه‌ای ناقص قوه‌ی قضائیه ـ فعلا چندان کامل و دقیق نیست. تکلیف بی‌بی‌سی و بی‌بی‌سی‌چی‌ها روشن است؛ توی جوان جوگیر چه خبرت است؟! آهای جوجه‌‌ی تازه از تخم‌درآمده‌ی خودمتخصص پندار، تو را چه به فضولی کردن در احکام قضائی؟! مگر درسش را خوانده‌ای که فرت و فرت هشتگ در می‌کنی کی را اعدام کنند کی را نکنند؟! 
والله آن خدایی که از رحمت و مهربانی‌اش مایه گرفته‌ای و هشتگ #اعدام_نکنید ترند کرده‌ای، در همین قرآنش [بقره: 179]  قصاص را مایه‌ی حیات و زندگی نامید! یعنی گاهی زندگی بخشیدن اتفاقا به عفو نیست، به قصاص است؛ می‌فهمی؟! با اجازه‌ی دل نازکتان گاهی زندگی‌بخشیدن به قطع دست سارق و اعدام تهدیدکننده‌ی مال و جان مردم است. گاهی مهربانی به لبخند ژکوند زدن نیست، با ریشه کردن جنایت‌کارها معنی می‌شود. به درک که دل نازکت اینجا جیق بنفش می‌کشد، ولی با ناامن شدن زن و بچه‌ی بی‌گناه مردم جیق نمی‌کشد. راستی این خدا دیگر برای پدر رومینا و اسیدپاش‌ها بخشنده‌ی مهربان نیست؟! آنها را باید اعدام کرد این‌ها را باید بخشید؟! ملاک خاصی داری آیا که به راحتی می‌توانی تشخیص دهی کی را بکشند کی را نکشند؟! خب چرا این ملاکِ تشخیصِ سه‌سوته را نمی‌دهی به قوه قضائیه تا قاضی‌ها این‌قدر بدبختی نکشند و کلی پرونده تل‌انبار نشود روی سرشان؟! نمیری یک وقت از این همه دقت نظر و هماهنگی مواضعت عامو؟! نکند توقع داری قضات قوه‌ی قضائیه هم به همین روش شخمی‌ات حکم صادر کنند؟!  
اگر دست و قلم قاضی بعد از هشتگ‌های شما جماعت جوگیر و حزب باد، یا از ترس هشتگ‌هایتان بلرزد و حکم اعدام حق و بجایی را  امضا نکند، آن وقت جواب آن حیات از دست رفته‌ی جامعه را که در قرآن به عنوان اثری از آثار قصاص شمرده شده است را شما می‌دهید؟!
اعدام کسی که مرتکب ظلم و تهدید و ارعاب و اغتشاش در سطح جامعه بلکه ملی شده است، حتما ظالمانه است به نظرتان، و باید با هشتگ و جوگیری جلویش را گرفت؟! فقط اگر پدری دختری را بکشد باید اعدام شود؟! این خدای بخشنده‌ی مهربان احیانا نگران امنیت و ثبات جامعه نیست؟! فقط دلش برای دخترها می‌سوزد که پدری نکشتش؟! حواست هست چقدر بی‌سوادی؟!
آهای جماعت هشتگ‌باز، چند نفرتان دقیقا می‌دانید این چند نفر چه کار کرده‌اند؟! کاش همه‌ی شما مجبور بودید بنویسید: اینجانب با مدرک فلان با سطح تحصیلات فلان با اینقدر میزان اطلاعات از این چند نفر می‌گویم: #اعدام_نکنید! آن وقت خیلی می‌فهمیدند چقدر کارشان ضایع است و می‌ماند یک مشت ابله بی‌شخصیت که از عارشان نمی‌آید جوگیر و حزب باد باشند.
نه هشتگ #اعدام_نکنید خوب است؛ نه #اعدام_بکنید. به چند عاقل فرهیخته نیازمندیم که بگویند: والله نه تخصصش را داریم نه اطلاعات این پرونده را خوانده‌ایم، سلبریتی هم نیستیم که حرف نزدن بلد نباشیم، از نخود هر آش بودن و فضول همه چیز بودن هم بدمان می‌آید.

186ـ سلام زائربازترین امام ما

چیزی در دلم نیست؛ نشسته‌ام قلم‌به دست و هدف، فقط نوشتن برای تو است آقای من، اما این که چه بنویسم نمی‌دانم! درست مثل حال و روز اکثر زیارت‌هایم که بدون هیچ آمادگی و حتی گاهی با بدنی خسته و روحی افسرده بل‌که بدون شوق وارد حرم شده‌ام و هیچ حرفی برای گفتن نداشتم، حال زیارت و مناجات و گریه هم ایضا، کل سرمایه‌ام یک ارزن ادب و ارادت بود و همین! و هر ایرادی که از حال ناجورم گرفتم که: "این چه وضع زیارت رفتن است؟" پاسخ دندان‌شکنم یک چیز بود: "عیبی ندارد امام رضا کریم است، گیر نمی‌دهد"!
خودکرده را تدبیر نیست آقا جان! زائرت را لوس کرده‌ای و بدعادت؛ با هر وضعی بیاید تحویلش می‌گیری، او هم با هر وضعی می‌آید دیگر.
گاهی در حرم حاجتی نداشتم جز این که چند دقیقه‌ای بتوانم با تو صحبت کنم؛ آن هم در اوج خستگی و بی‌حالی. و بنازم ضرب شست همه‌فن‌حریفت را که آیینه‌ی تمام‌نمای مقلب القلوب و محول الأحوالی. هنری داری در جمع کردن حواس زائرت اساسی!
تصویر حرم خلوتت این روزها نفس یک ایران را گرفته آقا! حتم دارم حکمت و مصلحتی پشت پرده دستت را بسته است وگرنه خودت زود طومار این ویروس را می‌پیچیدی. ما سنگ‌دل‌تر از این حرف‌هاییم اگر چه خیلی دل‌تنگیم، ولی تو کجا طاقت دوری ما را داری ای زائربازترین امام؟!
راستی یک تشکر به تو بدهکارم. ولی باید حضوری برسم خدمتتان از اینجا نمی‌شود. کلا یک ایران بل‌که یک دنیا مشهدلازم جمع شده برایت در این چند ماه. فاصله‌ی اجتماعی بین امام و مأموم هم عجب بد کوفتی است. شما ما را با ناز و نوازش همیشگی‌تان لوس و بدعادت بار‌آورده‌اید؛ دلمان برایتان تنگ است و کمی دلخور و قهریم که آخر این چه وضعش است! تحویل بگیرید غر و ناله و شکوه‌ی زوارتان را از دور. بغل‌لازمند می‌دانید که؟!