چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۳ مهر ۹۴، ۱۹:۴۶ - هدی
    😊 👍

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» ثبت شده است

106ـ جای این مسابقه ملی در فضای فرهنگی کشور خالی است

تا کنون به یاد ندارم که مقام معظم رهبری با چنین لحن جدی و تلخی خطر کاهش بحرانی رشد جمعیت ایران را هشدار دهد و حتی در پیشگاه خداوند متعال و تاریخ، عذر خواهی کند.

شاید آن زمانی که سیاست "فرزند کمتر زندگی بهتر" کلید خورد، بیش از دو سه قانون اقتصادی جزئی تصویب نشد، که دیگر اثری از آنها نیست، اما چیزی که هنوز بر فضای کشور سنگینی می کند، غبار تیره و تار فرهنگ های غلطی است که در لایه­ های مختلف جامعه رخنه کرده است، و هنوز خبری از پادزهر آن فرهنگ­های غلط در محصولات فرهنگی کشور دیده نمی­ شود. و تا این فرهنگ­ های غلط وجود دارند، خانواده­ های ما کم جمعیت خواهند ماند.

بگذریم از این که شاید هیچ فیلم و سریالی در کشور، یک خانواده­ کامل را الگو قرار نداده است، و به نظر می رسد هیچ خانواده­ ای در فیلم و سریال­ های ما دل بینندگان ایرانی را نبرده است، بلکه اصل بر این بوده است که همه­ خانواده­ ها به نحوی مشکل دارند و همیشه با هم سرِ جنگ، اما گه­ گاهی هم اگر خانواده­ی سالمی نشانمان دهند، هرگز خانواده­ پرجمعیتی نبوده است. تعداد فرزندان زیاد در سریال­ های ما همواره بستری برای نشان دادن مشکلات و دعواها و بدبختی­ ها بوده است. این فرهنگ را القا کرده­ اند که خانواده­ پرجمعیت، مساوی با "دردسر والدین" است، پدر خانه را "آقای گرفتار" می­ کند و اساسا پدر خانواده باید خیلی قلدر و "پدرسالار" باشد، تا به چنین زاد و ولدی اقدام نماید. این وضع فیلم و سریال­ های ماست.

صحنه­ خانواده­ های پرجمعیت همواره در خانه­ های قدیمی و کثیف کوچه پس کوچه­ های پایین­ شهرها به تصویر کشیده شده است؛ با این سکانس که چهار پنجتا دختر و پسر قد و نیم­­ قد سر یک چیز بی­خود دارند دعوا می­ کنند و مادرشان در حالی که یک کودک شیرخواری را بغل گرفته و از گریه­ اش کلافه شده است، با بداخلاقی تمام، سر بچه­ ها داد و هوار می­کند که "بس کنید دیگه، سرسام گرفتم از بس دعوا کردید!"

و از طرفی خانواده­ های باشخصیت و فرهیخته و باکلاسی که بسیار متین و باوقار هستند و اعضای خانواده به همدیگر احترام می­ گذارند، یا کلا فرزند ندارند، و یا فرزندانشان یکی دو تا بیش نیستند. و در چنین بستر کم­جمعیت و خانه­ سوت و کوری به این همه خوشبختی رسیده­ اند.

صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد، باید بجنبند و این غبار سیاه فرهنگ غلط را از فضای جامعه­ ما بزدایند. شایسته است در پی هشدارهای مکرر آقا، دیگر صحنه­ های تکراری و پرتعداد "خانواده­های پرجمعیت بدبخت" از فیلم و سریال های ما حذف شوند. شایسته است فیلم و سریال­ هایی با هدف زدودن فرهنگ "فرزند کمتر زندگی بهتر" تولید شود. با وجود این همه موضوع فرهنگی جدی و اولویت­ دار، معلوم نیست چرا کارگردانان ما دست از داستان­های خاله زنکی بر نمی­دارند، مگر سوژه­ خوب و قوی قحط است؟!

پیشنهادی دارم؛ خوب است صدا و سیما و وزارت ارشاد ما سالانه یک مسابقه­ سراسری ملی طرح و فیلم­نامه نویسی با چندین محور مهم و اولویت دارِ اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و دینی و اعتقادی و… برگزار کنند، و مقید شوند که فیلم­نامه­ های درجه یک و حائز رتبه را در دستور کار تولید قرار دهند.

عرف­ های غلط ازدواج، نماز، حجاب، خرید جنس ایرانی، تربیت فرزند، آیین همسرداری، ایمان به خدا، ایمان به غیب، فرهنگ انتظار، نقش قرآن در زندگی، شیوه انتخاب همسر، آسیب­ های جوانی و نوجوانی، روابط دختر و پسر، آسیب­ های ماهواره و اینترنت و موبایل و دیگر تکنولوژی های روز، کتاب­خوانی، ادب، احترام به پدر و مادر، بصیرت سیاسی، آرمان­ های امام و انقلاب و هزاران موضوع ریز و درشت دیگر وجود دارد که درباره­ شان چیز قابلی تولید نشده است. بیایند و مردانگی کنند و چنین مسابقه­ ای را در سطح ملی برگزار کنند. قول می­ دهم که با چنین کاری تحول و جهش شگرفی در شکل و محتوای فیلم و سریال­ های ما رخ خواهد داد.

امروز فرهنگ شیطانی غرب، برای القای پیچیده­ ترین شبهات اعتقادی و فلسفی نیز دارد فیلم می­ سازد، چنین نیست که دیدگاه­ های فلسفی­ اش را تنها از راه کتاب و مقاله مطرح کند. و متأسفانه ما هنوز وارد این عرصه نشده­ ایم.

شاید اگر چنین پیشنهادی عملی شود و در سطح کشور، اجرا شود، شاهد روزی خواهیم بود که در حوزه و دانشگاه­ های ما آن­ گاه که شاگرد شبهه­ اعتقادی و فلسفی سختی مطرح می­کند و از استادش جواب و منبع درخواست می­ کند، استاد در کنار ذکر یکی از کتاب­های شهید مطهری (ره) بگوید فلان فیلم ایرانی را هم حتما ببین، پاسخ روشن و دل­چسبی به شبهه­ ات می­ دهد.

92ـ وزارت فرهنگمان مستمع آزاد است

خبرنگاری از مدیر یکی از بیمارستانها می پرسد: شنیده بودیم که می خواستید سطح خدمات این بیمارستان را ارتقا ببخشید، اما متأسفانه باز هم در این بیمارستان مشکلات بهداشتی وجود دارد و فضای اتاقها آلوده است… مدیر محترم هم حرف خبرنگار را قطع می کند و می گوید: ببینید با این حرفها شما نمی توانید مرا عوض کنید، من اصولا آدم کثیف و چرکی هستم. هر چه هم آدم بزرگتر می شود، متوجه می شود که میکروب چیز بدی نیست، کپک چیز بدی نیست، آت و آشغال چیز بدی نیست. شما هم اگر بزرگ شدید، متوجه می شوید…

یک کارشناس ناظری هم خطاب به این خبرنگار صاف و ساده گفت: ببینید ماها هیچکداممون در خانه و محل کارمان این قدر بهداشتی عمل نمی کنیم که در بیمارستانها عمل می شود. ما هیچ کداممان نه این قدر تمیزیم نه این قدر بهداشتی هستیم که نسبت به این چرک و کثافتها حساس باشیم. متأسفانه فقط بلدیم انگ بزنیم و انگهامون هم فقط حول و حوش بهداشت و تمیزی است. ولی عمدتا تاریخ بیمارستانهای ما همواره با این مسائل همراه بوده که متأسفانه دوستان آنها را آشغال و کثافت نامیدند. و تقریبا اغلب کارها و فعالیتها و زندگی و مسافرتها و اردوهای ما اگر با کمی چرک بازی و کثیف کاری همراه نباشد، یک چیز بی مزه ای می شود که از دهن می افتد…

این نشست خبرنگاری کاملا تخیلی است و مطمئن باشید هرگز اتفاق نخواهد افتاد، چون بدن و جسم انسان برای مسؤولان وزارت بهداشت احترام دارد. به فرض محال هم اگر مدیری این چنین گستاخانه به مخاطبان توهین کند، پست و مقام و کارش در خطر خواهد افتاد. این طور نیست؟

اما بنازم به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که انگار وجه نامگذاری این وزارت به این نام، از همان جهتی است که کنیه حضرت عزرائیل در ادبیاتمان «ابو یحیی» است و کنیه نابینا را «ابوبصیر» گذاشتند. حتما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ما هم چنین نسبتی با فرهنگ و اسلام دارد که یکی از تولید کنندگان قَدَر محصولات فرهنگی این وزارت، رک و راست جلوی خبرنگاران می گوید: من آدم رکیکی هستم… من متعلق به سینمای سخیف هستم… و چندتا حرف مفت دیگر…

مهمترین محصولات فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد ما، فیلمهایی است که هزاران بار، بی عفتی و روابط نامشروع را به جوانان ما یاد داده است؛ به جرأت می توان گفت که یک هزارم پول امکاناتی که در خدمت فرهنگ غربی و غیر اسلامی در این وزارت خرج می شود، در راه گسترش فرهنگ انقلاب و اسلام و شهدا خرج نمی شود. اگر کسی منکر است، به من بگوید که تندیسها و سیمرغهای بلورین این وزارت، به چه کسانی داده می شود؟ و از بین بازیگران دختر و پسری که در این سالهای متمادی بلورباران شده اند، چند نفرشان در ترویج فرهنگ ابتذال و بی تقوایی نقش نداشته اند؟

چنین فضایی بر وزارت فرهنگ ما حاکم است که یک کارگردان جرأت می کند، این گونه حرف بزند و هیچ باکی از بیکار شدن هم نداشته باشد. او تقصیر ندارد. تقصیر، متوجه مسؤولان فرهنگی ماست که نکردند یک دور گلستان سعدی را بخوانند تا دست کم بفهمند که «ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر».

ذوق و طرز تفکر هر پدری را می توان از نوع تشویقها و هدیه دادنهایش شناخت؛ اگر پدری یک قران به خاطر حفظ قرآن فرزندانش خرج نکرده است، معلوم می شود که بالکل بیخیال این موضوع است. سیاست جو حاکم بر وزارت فرهنگمان هم خوب معلوم است. سیاستش هر چه هست، نتیجه اش این است که اگر دختر باحجاب و عفیفی بخواهد بازیگر شود، نه مجال رشدی دارد و نه هرگز مجال کار خواهد داشت؛ تندیس چوبین هم نخواهد گرفت، چه رسد به بلورینش. تا کنون نشنیده ایم که هیئت داوران به فیلمی به خاطر رعایت هر چه بیشتر موازین شرعی جایزه داده است. هیچ بازیگر زنی هم به خاطر مقاومت در برابر جو بدحجابی سینما و حفظ حجاب کاملش تندیس بلورین نگرفته است. وزارت فرهنگمان مستمع آزاد است انگار. هیچ کس از وزیر محترم  نمی پرسد که آقای وزیر! در سال جهاد اقتصادی از میان هفتاد الی صد فیلم ساخته شده، چندتای اینها مربوط به جهاد اقتصادی است؟ درباره بیداری اسلامی چند فیلم فاخر ساخته شده است؟ در این سی سال، یک فیلم فاخر جهانی صادراتی درباره حجاب نساخته ایم، چرا؟ چرا هر اتفاقی که در جهان می افتد و هر دغدغه ای که رهبر انقلاب داشته باشد، باز سینمای ما مشغول دوستی های عاشقانه است و منتظر است ببیند، آخر فیلم کی با کی ازدواج می کند؟ چرا برای تشویق جوانان به نماز، هیچ فیلمی سراغ نداریم که پیشنهاد بدهیم؟ کسی بیاید روشنمان کند که این وزارت، وزارت کدام فرهنگ است و مشغول ارشاد کدام اسلام است.