چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

آخرین نظرات
  • ۲۱ بهمن ۹۹، ۱۴:۳۶ - حسن
    احسنت

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «لذت» ثبت شده است

146ـ دنیا یک ماشین اسباب بازی عقب کش است

این دنیا خیلی شبیه ماشینهای عقب کش اسباب بازی مهندسی شده است. طراحی این ماشینها جوری است که اگر بخواهی ماشین را به جلو هدایت کنی، باید غیر مستقیم عمل کنی؛ یعنی ماشین را به عقب بکشانی تا خودش به جلو شتاب بگیرد، و اتفاقا هر چه بیشتر به عقب بکشانی بیشتر به جلو خواهد رفت. 

حال اگر بخواهی مستقیما ماشین را به جلو هل دهی، می زنی چرخ دنده های ماشین بدخت را داغون می کنی و آخرش فقط تا جایی که دستت می رسد به جلو می رود. هر چیزی لِمی دارد، حتی این ماشینهای اسباب بازی.

این دنیا اساسا جای رنج است و قرار نیست راحتی کامل و بی غل و غشی نصیب کسی شود. ولی در میان رنج کشیدگان این دنیا، کسانی که به استقبال رنج می روند راحتترند، و آنهایی که از رنج فراری اند رنجورتر. مهندسی دنیا این طوری است و قرار نیست تو به صورت مستقیم به دنبال آسایش و راحتی و لذت بروی. راهی که وجود دارد غیر مستقیم؛ تو باید به عقب به کشی تا به جلو برود. 

این که دین ما مدعی است سعادت و خوشی دنیا را تأمین می کند، نه فقط سعادت آخرت را؛ و از طرفی راه به راه بعضی از لذتها را حرام و بعضی از رنجها را واجب کرده است، به خاطر همین مهندسی ویژه دنیاست که مسیرهایش غیر مستقیم است.  

وقتی توقع لذت و خوشی زیادی از هر چیزی مثل زندگی زناشویی، تعطیلات نوروزی، سفر و گشت و گذار، رابطه ها و رفاقت ها و هر چیز دیگری در این دنیا داشته باشیم، سرخورده می شویم و چندان لذت نخواهیم برد. چون راه لذت بردن در این دنیا غیر مستقیم است؛ نه مستقیم. 

و این که می بینی رزمنده ها در جبهه های جنگ خیلی خوش و پرانزژی بودند، به این خاطر بود که سختترین تکلیف را انجام می دادند و هیچ کس نرفته بود خوش بگذراند. 

رنج های این دنیا را به رسمیت بشناس، خستگی و مریضی و ناکامی و خیلی رنجهای دیگر را طبیعی بدان. هر رنجی را که برطرف می کنی، منتظر رنج بعدی باش و با آرامی و قدرت از آن استقبال کن. و آنگاه لذتهای دلچسبی که غیر مستقیم به آنها دست خواهی بافت، نوش جان کن.


پ.ن: این یادداشت به اضافه نظرهای دوستان و پاسخهایم حکم چلو خورشت دارد. بدیهی است خوردن هر یک از چلو یا خورشت به تنهایی چندان لطفی ندارد:)

18ـ نماز هم می تواند بدآموزی داشته باشد، مواظب باش

برای هر یک از ما بارها اتفاق افتاده است که مهمانی به خانه ما بیاید، اما حوصله مهمان داری نداشته باشیم. بارها پیش آمده است که دوستی یا بزرگی بخواهد با ما صحبت کند و ما هیچ علاقه ای به ادامه صحبت نداشته باشیم. گاهی اتفاق می افتد که در موقعیتی قرار می گیریم که باید لبخندی بزنیم، اما اصلا لبخندمان نمی آید....

چیزی که در این موقعیتها به فریادمان می رسد، ادب است؛ معمولا در چنین موقعیتهایی، بر خلاف میل و خواهش درونیمان، و به مقتضای ادب عمل می کنیم و به اصطلاح تو ذوق طرف مقابل نمی زنیم. ادب در چنین جاهایی بسیار لازم و ضروری است و هر چه ادب انسان بیشتر باشد، نشانه کمال شخصیت اوست، چرا که یک کودک یا یک حیوان از چنین برخوردهایی ناتوان است.

این روحیه در کیفیت ارتباط با خدا هم لازم است و رعایت آن آثار قشنگی دارد، چون همان طور که گاهی حال و حوصله صحبت کردن با انسانها را نداریم، متأسفانه در بسیاری از وقتها حوصله صحبت کردن با خدا را هم نداریم. اگر چه دلم نمی آمد این جمله را بنویسم ولی این یک واقعیتی است که گرفتار آنیم.

معمولا وقتی ما حال و حوصله نماز را نداشته باشیم، با سرعتی غیر مجاز آن را به جا می آوریم. با چنین نمازهایی گویا هوار می کشیم و فریاد می زنیم که آهای مردم! من حوصله نماز خواندن ندارم و هیچ لذتی از صحبت کردن با خدا احساس نمی کنم. این نمازها هیچ علاقه ای در بیننده ایجاد نمی کند، و هرگز یک بی نماز را برای تجربه لذت نماز کنجکاو نمی کند. این نمازها این پیام را به بیننده القا می کند که، حوصله نماز نداشتن و لذت نبردن از صحبت با خدا یک پدیده کاملا طبیعی است که نیاز به هیچ درمانی هم ندارد... 

کاش می شد، نمازهایمان را اگر چه با بی علاقگی باشد، اما مؤدبانه می خواندیم. اگر خوب فکر کنیم، به این نتیجه بسیار بدیهی خواهیم رسید که نمازهای بی در و پیکر ما، جدای از نشانه های بد بسیاری که دارد، نشانگر بی ادبی ما هم هست. اگر من با پدرم مشکل داشته باشم، خودِ این مشکل داشتن زشت است، اما اگر در برابر مردم و دیگران از این مشکل دم بزنم، این خلاف ادب است. 

رعایت ادب در نماز، می تواند فضای چنین مناجاتی را برایمان فراهم سازد که بگوییم: خدایا شاهدی که علی رغم بی حالی ام، به گونه ای نماز می خوانم که مبادا کسی از رابطه سرد بین من و تو آگاه شود، خدایا تو هم هیچگاه آبروی مرا مریز و این راز را تا همیشه بین خودمان نگه دار. خدایا من اختیار جسمم را داشتم و آن را در برابرت خاضع و خاشع ساختم، تو هم دل مرا در برابرت خاشع کن...