چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عدالت» ثبت شده است

132ـ یک جراحی گسترده و دشوار، بدون بیهوشی

تا می شنویم امام زمان (عج) پس از ظهور، ظلم را ریشه خواهد کرد، بی درنگ به یاد کشت و کشتار و جنایتهای فجیع و فضیع جنایتکاران عالم می افتیم؛ یادِ سربریدنهای داعش و زنده سوزیهایش، و بمباران آل سعود بر سر کودکان بی پناه یمن، و جنایتهای اسرائیل در غزه و لبنان و هر جایی که دستش برسد و زورش قد بدهد، و جنایتهای آمریکا در جهان از بمبِ اتمْ افکندنش بر هیروشیما و ناکازاکی گرفته تا شکنجه کردنِ زندانیهای بی گناه در ابوغریب و گوانتانامو، تا محاصرۀ اقتصادیِ یک ملت و چپاول کردن ثروتهای ملتهایی دیگر، و کشیدن موی دختران شیعه در زندانهای آل خلیفه و خیلی جنایتهای دیگر..

اگر امام زمان (عج) با این ظلمها فقط در می افتاد، خوب بود و آن گاه تحمّلِ عدالت امام و همراهی و صبر با ایشان آنقدرها هم سخت نمی بود. اما امام، عدالتی حداکثری اجرا خواهد کرد و ظلم را نه به این معنی فقط، که به معنای حد اکثری اش ریشه کن خواهد کرد. و همان گونه که در دعای ندبه آمده است، هر کجی را راست خواهد کرد؛ «أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَج‏»

کجی یعنی هر چیز نابجا، چه این که ظلم در لغت نیز به همین معناست. یعنی هر سیاست غلطی، هر فیلم و سریال بدآموزی، هر فرهنگ نادرستی، هر نظام آموزشی ناکارآمدی، هر رشتۀ دانشگاهی و حوزوی غیر مفیدی، هر شغل کاذبی و هر فساد ریز و درشتی که چه بسا جامعۀ قبل از ظهور به بسیاری از این کجیها خو کرده و حذف و تغییرش را برنمی تابد. 

شاید الگوی مصرفی که به آن خو کرده ایم، بسیاری از فیلم و سریالها و مسابقه های تلویزیونی که دنبال می کنیم، مسابقات جام جهانی و المپیک که به انتظارش می نشینیم، فرهنگ رستورانها و غذاهایی که از خوردنشان لذت می بریم، فرهنگ بازاری که با آن زندگی می کنیم و مدارسی که فرزندانمان را به آنها می سپاریم و خیلی چیزهای دیگر، همه نمونه هایی از کجی های مختلف جامعۀ قبل از ظهور باشد که نیازمند جراحی و ترمیم و اصلاح است. سختی همراهی با ولی و صبر با امام (عج) در اینجاست، وگر نه سر بریدن آل سعود و سران آمریکا و اسرائیل که کاری ندارد.

24ـ عدالت امام زمان با چشم زیبابین زیباست

عدالت زیباترین نشانه­ حکومت امام زمان است که همه چشم­ انتظار آنند و دل به آن بستند. اگر بخواهیم از حکومت امام زمان سخن بگوییم، با عدالت آغاز می­کنیم و شاید به همین بسنده کنیم. حتی بی­سوادان و کم سوادان نیز می­دانند که او خواهد آمد و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد؛ آن گونه که از ظلم و ستم آکنده است.

عدالت به حق، چنین جایگاهی پیدا کرده است. و سزاوارش بود که در میان نشانه­ های حکومت مهدی، سر و گردنی از دیگران بالاتر باشد. چون عدالت به اندازه­ زشتی ظلم زیباست. و چه عدالتی زیباتر از عدالت مهدی؛ عدالتی که در شریان­ها و موی­رگ­های جهان هستی سریان یابد و کوچک­ترین ستم در دورترین گوشه­ پنهان این جهان آفرینش را برنتابد!

چگونه می­توان از زیبایی چنین عدالتی سخن گفت و مطلب نوشت. این کدام نقاش زبردستی است که بتواند گوشه­ ای از زیبایی این عدالت مست­کننده را به تصویر کشد؟ و کدام شاعر شیرین­ سخن، می­ تواند پرده از جلوه­ زیبای این شهر سراسر عدل، بزداید...؟ باید بنشینیم و معماری مهدی را تماشا کنیم. آنگاه در شهر مهدی قدم بزنیم و در و دیوار این شهر را ببوسیم که حقا بوسیدنی است، چرا که گوشه گوشه­ شهر مهدی، بوی عدالت او را می­دهد...

اما عدالت مهدی، همانند زیبایی خود مهدی و جمال حسین و حُسن علی ـ علیهم السلام ـ چشمی زیبابین می­ خواهد که بسیاری از این چشم محرومند و کور. این است آغاز داستان مخالفت­های شیعیان با مهدی، پس از ظهور.

در روایات آمده است که عدالت مهدی، همانند سرما و گرما در خانه­ ها رخنه خواهد کرد و از مال غصب­ شده­ لای دندان هم چشم فرو نخواهد بست. این است عدل امام زمان؛ عدالتی که فرصت اجرایش بر هیچ پیامبر و امامی، حتی علی ـ علیه السلام ـ فراهم نشد.

گویا مهدی بر آن است که جهان خلقت را جراحی کند و تومورها و غده­ ها و ویروس و میکروب هایی که در جای جای این جهان رخنه کرده­ اند و ناله­ «ظهر الفساد فی البر والبحر» را درآورده­ اند، از ریشه برکند و نابود سازد؛ آن هم با عملی که قرار نیست، آفریدگان را در آن بی­هوش کنند! در این میان تنها کسی که ممکن است درد بکشد و ناله­ ها سر دهد و ساز مخالف بزند و به این عمل جراحی اعتراض کند... انسان است. البته هر مصیبتی که بر کالبد خلقت آمده است هم زیر سر اوست.

امام می­ آید و همه چیز را به جایش برخواهد گرداند... خانه­ ای که در آن نشستم، شاید هزار سال پیش، به ناحق از کسی یا بچه­ یتیمی غصب شده باشد و صدها بار چرخیده و دست به دست شده تا به من رسیده است، و اکنون مالکان حقیقی خانه­ ام، نوادگان همان غصب­شدگان هزار سال پیشند که امروز در سراسر جهان پخشند... تمام وسایل و لوازم من و شما هم شاید چنین سرگذشتی داشته باشند و در انتظار چنان سرنوشتی. چه این که ما و نیاکان ما در تاریخ، نیز شاید مظلوم واقع شده باشیم و طلب­کاری­های بسیاری داریم و نمی­دانیم. اما او می­داند و ساکت نخواهد نشست.

چه روز شورانگیزی است، آن روز. روزی که بیاید و بخواهد که زندگی مرا هم پاک سازد و ظلم­ زدایی کند...

خوشا به حال کسی که امام، آه در بساطش باقی نگذارد و او با شوق و مستی تمام هر آن چه دارد، به امام بسپارد. و خوش­تر آن کس که امام طلب­کار جانش باشد و او جان به امام تقدیم کند تا غاصب جانی که مال مهدی است، نباشد.