چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

آخرین نظرات
  • ۲۱ بهمن ۹۹، ۱۴:۳۶ - حسن
    احسنت

۱۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

128ـ پیشنهادهای نامادرانه

نامه اخیر و البته سخیفِ احمدی نژاد به حضرت آقا تداعی کنندۀ آن نامادریِ خودخواه و سنگدلی است که تنها همّ و غمّش تصاحبِ بچۀ بی نوا بود، اگر چه دو شقّه شود! وگر نه کسی که واقعا دلسوزِ انقلاب باشد، هیچ گاه عقلش به چنین پیشنهادهای شوم و عقیمی نمی رسد.

آن چه از سر تا پایِ نامۀ احمدی نژاد می بارد و چیزِ دیگری هم در آن به نظر نمی رسد، حسِّ رقابت و دشمنی با مسئولینِ سه قوه به علاوۀ شورای نگهبان است و بس! و هر آن چه برای او مهم است، گویا غلبه بر حریفان است و دیگر هیچ. 

او دیگر به این فکر نمی کند که با مُنحل کردن دولت و مجلس که هر دو منتخبِ مردمند، چه بر سر مردم سالاری این نظام می آید؟ و مردم با کدام اعتماد، دوباره به صندوقهای انتخابات بشتابند؟ و اساسا انتخاباتی که شورای نگهبان در آن دخیل نباشد، مگر قانونی است؟ و از آن گذشته، اگر دولت و مجلسِ بعدی به مذاق او و همپیاله هایش خوش نیاید چه؟! و بعد از آن که عالم و آدم رهبرِ ما را ـ به فرضِ محال که طبقِ پیشنهادش عمل کند ـ دیکتاتور خواندند، چه کسی جواب خواهد داد؟!

چقدر ساده دلند افرادی که هنوز احمدی نژاد را دوستدار و مخلص نظام و انقلاب می دانند و دُمِ خروسِ خودخواهی و عَدَمِ صداقتش را هنوز ندیده اند!

احمدی نژاد از سرنوشت شوم میرحسین عبرت نگرفته است که با ایستادنش در برابر قانون و پافشاری بر بدعتهای غیر قانونی به جایی رسید که پستترین و منفورترین گروهکها و سیاستمدارهای جهان به حمایت از او شتافتند و مایۀ ننگ و ذلتِ ابدی او شدند. بد نیست بداند که تاریخ انقلاب با کسی شوخی ندارد و با هیچ کس پسرخاله نیست و هیچ کاری برایش ندارد که احمدی نژاد را هم در جریدۀ از راه برگشتگان ثبت کند تا او هم مایۀ عبرت دیگران باشد؛ اگر چه روزی مردم به او افتخار می کردند و از جنس خود می دانستند.   

استکبارستیزی مایۀ عزت و سربلندی است، و روزی احمدی نژاد با به چالش کشیدن اسرائیل، در میان مردمِ ایران و دیگر مردمِ آزادۀ جهان عزیز شد، اما این روزها که لولۀ تفنگش را به این طرف چرخانده و همۀ توپ و تشرش را روانۀ داخلی ها کرده، دیگر از آن ارج و قربش خبری نیست و از چشم و دهن افتاده است؛ مگر این که به عقل بیاید و از راه ناصوابش بازگردد.

127ـ تسلیتهایی که بیشتر نمک به زخم می پاشد

بعضی از سلبریتی ها در پی حوادث مرگبار جانگدازی که برای هموطنان ما رخ می دهد، جوری اظهار نظر می کنند که انگار بنا ندارند روزی از این دنیا رخت بربندند یا مرگ کسی را ببینند! گویا نمی دانند دنیا جای حادثه و سانحه و مریضی و آفت و مرگ و میر است! و به نظر می رسد نمی دانند رنج در زندگی دنیایی انسان اصالت دارد و جایگاهی محفوظ برایش مشخص شده است.

جوری در پی این حوادث به زمین و زمان اعتراض می کنند که انگار اینجا را با بهشت اشتباه گرفته اند. و از همین رو اینقدر بلا و مصیبت را غیر طبیعی می دانند! گویا خوشبختی و سعادت در این دنیا را به گونه ای در ذهن خود تعریف کرده اند که با هر بلا و مصیبت و مرگ و میری منافات دارد! تا جایی که این حوادث را نشانۀ بدبختی یک ملت یا حکایتگر نفرین شدن یک سرزمین پنداشته اند!

با چنین دیدگاه و جهانبینی غلطی هر کسی فیلم و داستانی بسازد، قطعا خدمتی به تماشاگرش نکرده است چرا که شاخصهای غلطی از خوشبختی و سعادت به خورد تماشاگر می دهد که هر که باور کند همواره در ناخودآگاه خود احساس بدبختی خواهد کرد، یا دست کم هیچ گاه آن شور و سرمستی و احساس خوشبختی سرشاری که یک انسان در این دنیا می تواند احساس کند، در وجود خود نخواهد یافت.

وانگهی با چنین جهانبینیِ نادرستی هیچ گاه نمی شود مهربانی خدا را فهمید و باور کرد. خدای مهربان ما خدایی است که هر روز بعضی از بندگانش را به بیماری مبتلا می کند که فقط بعضی از بیماریهای فراگیر خبرساز می شود. و هر روز جان صدها و هزاران نفر از بندگانش را می ستاند که فقط اندکی از این مرگ و میرها رسانه ای می شود و هشتگی به خود اختصاص می دهد. و هر روز جاهایی از زمین را می لرزاند که تنها اندکی از این لرزشها نظر ما را جلب می کند.

آن کس که جایگاه اصیل و مستحکم رنج در حیات بشر را ندانسته و نقش رنج را در شکوفایی استعدادهای نهفتۀ انسان برای تجربۀ لذتهای عمیق و ماندگار در این دنیا نشناخته است، هیچ گاه مهربانی خدا را نمی تواند باور کند. و بی شک کسی که مهربانی خدا را در انبوه این مشکلات و مصیبتهای دنیا نمی بیند و لمس نمی کند، محال است بتواند احساس خوشبختی و سعادت کند. بماند که دیگر دل و دماغ نماز و عبادت هم نخواهد داشت.

برای این که سوء تفاهم نشود عرض می کنم: اگر چه این دولت را چندان کارآمد نمی دانم و چه بسا وزیر راه در این حادثۀ اخیر بی تقصیر نباشند، اما کارآمدترین دولت و جهادیترین مدیران هم نمی توانند ملتی را از اصلِ مستحکم و پولادینِ "اصالت رنج در دنیا" برهانند.


پ ن: به هر بازمانده و مصیبت زده ای از هر حادثۀ گذشته و آینده که این یادداشت را می خواند تسلیت عرض می کنم. امیدوارم عزیز از دست رفتۀ شما این روزها زندگی فوق العاده بهتر و لذتبخشتری را تجربه کرده باشد و به هیچ وجه از اتفاقی که برایش افتاده است، متأسف نباشد. امیدوارم خداوند آرامش و صبری بسیار و سعادتی سرشار در باقی روزهای زندگیتان به شما عنایت کند.

126ـ دوربین و میکروفونهای غارتگر

با دیدنِ مستندِ قائم مقام این ترس به جان هر کسی باید بنشیند که آیا عاقبت به خیر خواهد شد یا خیر؟!

حسِّ کاذبی در دل خیلی از ما جا خوش کرده که فکر می کنیم عاقبت به خیر شدنمان تضمین شده است و اتفاقی برای ما یکی دیگر نخواهد افتاد! از کجا می دانیم این را؟! چه کسی این چکِ سفیدامضا را به ما داده است؟! چه کسی گناههای از راه به در خارج کن را برایمان فهرست کرده و خبر داده که هیچ کدام از اینها در پرونده ات ثبت نشده است؟! و بماند که عمل و جهاد و خدمتِ ما کجا و مجاهدتهای برخی بزرگانِ بدعاقبت کجا؟

شگفتا که بدعاقبتی دامن هر کسی را می تواند بگیرد حتی اگر او در اثرِ مجاهدتهایِ علمی و دینی و انقلابیِ فراوان و درازمدت، «قائم مقام رهبری» شده باشد. و عجب که هر کسی ممکن است ضد ولایت فقیه بمیرد اگر چه خود، درباره اش کتاب نوشته باشد! مهم نیست کسی در طول حیاتش چقدر علیه bcc سخن رانده است، مهم آخرِ پاییزِ عمرِ اوست که جوجه های ایمان و عملش را می شمارند و آن روز شاید مهمترین روزِ کاریِ رئیس bbc فارسی شده باشد.

بدعاقبتی در کمینِ همه است، اما خواص و بزرگان و مسئولان و سابقه داران و نخبگان و شخصیتهای مطرح و تأثیرگذار جامعه، راحتتر به چنگ پنجه های بدعاقتبی می افتند، و سزاست که بیشتر و جدیتر از آن به خدا پناه ببرند. 

گاهی کسی چنان در جامعه معروف و مطرح می شود که دیگر هیچ کاری را بدون در نظر گرفتن آبرو و وجاهتِ شخصیِ خود انجام نمی دهد. و از آن به بعد کارِ صادقانه برای اعتلای اسلام و خدمت به اسلام، برای او انگیزه ای دور و دست نایافتنی می شود و رفته رفته گوهر اخلاصش در لا به لای انبوه دوربینها و میکروفونهای دور و برش گم می شود؛ اخلاصی که اگر چه برای همه سخت و دست نایافتنی است، اما برای عوام جامعه آن هم در بعضی از کارها ممکن بلکه آسان است. برای هم دعا کنیم..