چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۳ مهر ۹۴، ۱۹:۴۶ - هدی
    😊 👍

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پاره کردن عکس امام» ثبت شده است

33ـ شتر سواری که دلا دلا نمی شه

فدای امیر المؤمنین (علیه السلام) بشوم الهی که فرمودند: «عدو عدوک صدیقک»؛ «دشمن دشمنت دوست تو است.»

این حدیث اگر چه به ظاهر توصیف­گر یک واقعیت است و گویا تنها از یک حقیقت پرده بر می­دارد، اما در لایه­های زیرین این سخن، هشدارهایی خوابیده است که بی­توجهی به آنها کار دست آدم می­دهد. از این حدیث گهربار بشود این نتیجه را بر می آید که انسان باید عنان دوستی­ها و دشمنی­هایش را در دست داشته باشد و رها نسازد، چرا که هر دوستی و هر گونه دشمنی اگر چه در آغاز کار اختیاری باشد، اما پی­آمدهای آن غیر اختیاری است. دشمنی با هر کس، موجب می­شود که انسان با دشمنان آن کس، وجه مشترک پیدا کند و همین وجه مشترک، او را به آنها نزدیک سازد و کم کم فضایی ایجاد شود که جز دوستی نمی­توان نامیدش.

یکی از ده­ها مشکل آقای کروبی همین است. البته نمی­خواهم بگویم رفیقش وضع بهتری دارد؛ نخیر، اما فعلا نوبت، نوبتِ کروبی است. 

کروبی با این بهانه که با دیدگاه­های آقای احمدی­نژاد مخالف است و جور دیگری فکر می­کند، تا توانست و امکان داشت با احمدی­نژاد و دولتش دشمنی کرد. اگر کسی کمتر تأملی در معنای نقد و معنای دشمنی کند، در خواهد یافت که موضع کروبی نسبت به احمدی­نژاد، دشمنی بود؛ نه نقد.

نقد، کار انسان دل­سوز و دوست­دار، یا دست کم کار انسان مخلص و باانصاف است، و روشن است که کروبی چنین نبود. به جرأت می­توانم ادعا کنم که کروبی هیچ علاقه­ای به موفقیت رئیس جمهور نداشت و از ته دل آرزو می­کرد و می­کند که ای کاش هیچ موفقیتی در هیچ زمینه­ای پیدا نکند و حتی یک مشکل را هم نتواند از این ملت برطرف سازد! به جرأت می­توان گفت که در هر مصاحبه­ای که آقای احمدی­نژاد با یکی از خبرنگاران رسانه­های دشمن داشت، کروبی آرزو می­کرد که ای کاش احمدی­نژاد گاف بزرگی بدهد و حسابی در برابر چشمان دشمنان آبروریزی کند! شاهد من هم ناراحتی­های کروبی بعد از موفقیت­های احمدی­نژاد است که با سکوت روزنامه­اش و عدم تجلیل از مواضع رئیس جمهور به خوبی قابل درک است. به نظر من که خیلی روشن است.

مهم­ترین و اصلی­ترین فعالیت سیاسی کروبی که در روی­کرد روزنامه­اش روشن و هویدا بود، همان تخریب و دشمنی با احمدی­نژاد بود.

البته شخصیت حقیقی آقای احمدی­نژاد چندان مهم نیست و دشمنی با او هم این­قدر دردسرساز نیست، اما اگر این آدم، رئیس جمهور ایران شود و شب و روز به خدمت فکر کند ـ هر چند در جاهایی اشتباه کند و به خطا رود ـ و همچنین به خاطر عزت نفس و روی­کردی که در برخورد با دشمنان قسم خورده­ی اسلام و مسلمین دارد، پدر آنها را در بیاورد و همانند سید حسن نصر الله، به عنوان کابوسی برای اسرائیل و آمریکا جلوه کند و در دل ملیون­ها تن از ملت ایران و ملیون­ها مسلمان و غیر مسلمان جا باز کند... و از همه مهمتر بارها رهبر انقلاب از او حمایت کند و او را بستاید... در چنین شرایطی اگر کسی با این مرد به مدت چهار پنج سال دشمنی کند و کینه­ی او را به دل بگیرد و صدها بار در راستای تخریب او تلاش کند و پول خرج کند، خواه ناخواه با اسرائیل و آمریکا همکار شده است و چه بخواهد چه نخواهد فاصله­ی او با آنها کم­تر خواهد شد. دست خود آدم هم نیست.

کروبی در این سال­های اخیر نه از رهبر اطاعت داشت، نه داوطلبانه پای سخنرانی­ها و خطبه­های نماز جمعه و عید آقا شرکت کرد، نه در کنار نامه­هایی که هر از گاهی به این و آن می­نوشت و اسرائیل را خوشحال می­کرد، یک بار نامه­ای به آقا نوشت و آمادگی خود را برای اطاعت از ایشان اعلام کرد، نه یک بار در کنار سخنان گهرباری که به خاطر گل روی دراویش و اهل حق و یهودیان و مسیحیان و دیگر اقلیت­های مذهبی و زندانیان سیاسی و دانشجویان اخراجی و... ایراد فرمود، به خاطر دل­خوشی جمعیت انبوه عاشقان رهبر و ملت حزب الله و بسیجیان و جوانان متدین حرفی زد و نامه­ای نوشت، نه یک بار در واکنش به حمایت­های پی در پی و بی­دریغ رسانه­های خبیث صهیونیستی از خودش برآشفت و موضع صریحی گرفت و جگر مردم را خنک کرد، نه وقتی رهبر انقلاب با جملاتی شبه صریح از او انتقاد کردند، در صدد جبران و غذرخواهی برآمد، نه در ادبیات ظاهری­اش اثری از دین و ایمان و ارتباط با خدا و پای­بندی به دین یافت می­شود...

با این شرایط، این آقای نابغه چه انتظاری دارد و فکر می­کند چه کسانی دور او و رفیقش را خواهند گرفت؟ او جز چند صباحی که با امام معاشرتی داشت، امروز چه اشتراکی با امام دارد که خیال می­کند طرفداران او عاشق امام هستند؟

اگر آقای کروبی دو دقیقه فکر می­کرد، می­توانست پیش­بینی کند که با این راهی که او در پیش گرفته است، بسیاری از کسانی که دور او را خواهند گرفت و برای او کف خواهند زد، کسانی خواهند بود که با هر چی اسلام و جهاد و بسیج و دین است، مخالف­اند و چشم دیدن عکس احیاگر اسلام ناب در این قرن را نخواهند داشت و در تجمعاتشان چنین گندهایی خواهند زد.

آن وقت کروبی مجبور نمی­شد نامه­ای بنویسد که هم بخواهد در آن عشق خود را به امام ثابت کند و در عین حال بخواهد از توهین­گران به امام دفاع کند و هم این چند ده یا چند صد دختر و پسر بی­دین و ضد انقلاب را مردم معرفی کند و خلاصه در چهار پنج سطر نامه­اش چندین بار ملق بزند.