چشم خدا

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

دست نوشته های دینی و سیاسی و اجتماعی من

چشم خدا

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۰۲، ۱۸:۴۴ - اندیشکده اریحا
    طیب الله

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرایش» ثبت شده است

52ـ بدحجاب است، آدم که نکشته

شاید در دل بسیاری از دختران بی­حجاب یا بدحجاب، این سؤال پیش آمده باشد که گیرم، حجاب واجب است و بی­حجابی و بدحجابی حرام، اما مگر این کار چه جرم بزرگ و جنایت عظیمی است که سزاوار آن  عذاب­های هولناک و عجیب و غریب باشد؟

چرا باید در آن دنیا چنین زنی از موهایش آویزان شود و مغزش از شدت حرارت بجوشد؟[1] چرا اگر برای غیر شوهرش آرایش کرد، خدا حق دارد او را در آتش بسوزاند؟[2] آدم که نکشته، کشته؟ فقط آن طور که دوست داشت و   می­پسندید، لباس پوشیده است. مگر جرم این کار چقدر است؟...

بنده­های خدا راست می­گویند. بدحجابی در عرف مردم و جامعه چندان کار بدی نیست... می­گویند آدم باید دلش پاک باشد، لباس و پوشاک و حجاب مجاب، ظواهری است که خیلی مهم نیستند... و از این جور حرف­ها... واقعا هم چندان روشن نیست، علت این عذاب­های وحشتناک برای دختران بدحجاب و بی­حجاب چیست، باید بیشتر درباره­اش فکر کرد.

... فرض کنید که آرم جدیدی به بازار آمده است که مربوط به گروه خاصی از مردم است، و هر کس بخواهد به همه­ی مردم اعلام کند که امر خدا برای من اهمیتی ندارد و برایش اصلا مهم نباشد که مردم بفهمند او چنین است، لباس­هایی با این آرم مخصوص می­پوشد... این گروه، با پوشیدن این لباس­های آرم­دار، بقیه­ی جوان­ها را هم که گاهی در خلوت گناه می­کنند به این کار تشویق می­کنند که شما هم بیایید این لباس­ها را بپوشید و آشکارا به مردم اعلام کنید که امر خدا برای ما مهم نیست و ما حاضریم جلوی همه­ی مردم امر خدا را ندید بگیریم... دیگر این که این گروه نه تنها دعوت به اعلام دسته جمعی برای سبک شمردن امر خدا می­کنند، بلکه همان لحظه رهگذرانی را که آنها را تماشا می­کنند، به گناه می­اندازند!

... و این آرم و این گروه موجب پیامدهای بد دیگری در جامعه می­شوند که فعلا بماند...

به نظر شما کسانی که این لباس­ها و این آرم را می­پوشند و ترویج می­کنند، سزاوار چه عذابی هستند؟



[1]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج1، ص13.  

[2]. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج14، ص154.

2ـ میل به خود نمایی و جلوه گری ات را بیشتر کن، حجابت بهتر می شود.

وقتی شمار بسیاری از مردم دچار گناه یا مشکلی می­شوند، باید این نکته را در نظر گرفت که تنها راه مقابله و مبارزه با این مشکل، توصیه و نهی­های مستقیم نیست، اگر چه راه نهی و توصیه­ی مستقیم را هم نباید فراموش کرد و انکار نمود. ولی در کنار تبلیغ­های ساده و مستقیم، باید به پیچیدگی­های مخاطب هم نیم­نگاهی انداخت و متناسب با علت گناه کردنش، با او صحبت کرد و هدایتش نمود.  

بدحجابی نیز چنین است. نباید نحوه­ی ترویج حجاب در جامعه به گونه­ای باشد، که گویا همه­ی دخترهای بدحجاب این مرز و بوم، از بدحجابی­شان کاملا خرسند و خوشنودند و با افتخار و احساس رضایت سرشار به بدحجابی­شان می­بالند. مگر همه­ی جوان­های بی­نماز چنین­اند؟ مگر هر جوانی که عادت به نگاه با گناه دارد، با رضایت خاطر به کارش ادامه می­دهد و از خودش کاملا راضی است؟ پر روشن است که چنین نیست. بسیاری از دختران بدحجاب هم از بدحجابیشان راضی نیستند و به حال دختران باحجاب غبطه می­خورند. البته وجود گونه­های دیگر بدحجابی و بی­حجابی را هم انکار نمی­کنم. اما آن چه می­خواهم بگویم، این است که همان گونه که عوامل بدحجابی بسیار است و گناه دختران بدحجاب، به یک اندازه نیست، راه و روش و لهجه­ی سخن درباره­ی حجاب و توصیه به حفظ حجاب هم نباید یک جور باشد.

علت بسیاری از بدحجابی­ها غریزه­ی جلوه­گری دختران است.

بسیاری از دختران، به این علت بدحجاب هستند که می­خواهند زیباییشان را به رخ بکشند. دختران از نمایاندن حُسنشان لذت می­برند، و از به دام انداختن دل جوانان کیف می­کنند. از طرف دیگر خداوند در آفرینش­شان هر چه ظرافت و زیبایی بود به کار انداخت و آنها را از همه­ی مهارت­های دل­بری و عشوه­گری بهره­مند ساخت. در چنین شرایطی بدحجابی و هر آن چه که در جامعه می­بینی چندان دور از انتظار نخواهد بود. اینها صفاتی است که خداوند بر اساس حکمت خود در نهادِ دختران نهاد و هیچ راهی برای مبارزه با آنها قرار نداد.

دختران باحجاب چگونه با حجاب شدند؟

اما اینجا سؤالی به نظر می­رسد که شاید برای دختران بدحجاب به صورت جدی­تر مطرح شده باشد، و آن این است که چطور می­شود یک دختر، به ویژه اگر دختر زیبارویی باشد، بدون آرایش و با حفظ کامل حجاب در جامعه حاضر می­شود؟ این دختر باحجاب چه روحیه و چه عالم مرموزی دارد که حتی با دور دیدن چشم اولیایش به حجابش دل بسته است؟

یکی از مهم­ترین فرق­های دختران باحجاب، با دختران بدحجاب این است که دختران باحجاب، دختر­تر و در میل و گرایش­های دخترانه نیرومندترند.

چیزی که انسان را خراب، و برای گرفتار شدن در گناه، آماده می­کند، بی­توجهی به کشش­ها و گرایش­های خود است. تا انسان به خواسته­ها و میل­های خود توجه نکرد، در میل­های خود قناعت خواهد ورزید و رفته رفته زندگی­اش به گناه خواهد کشید.

ما می­دانیم که همه­ی انسان­ها راحتی و آسایش را دوست دارند. برخی به همین دلیل، راحت­طلب می­شوند و زندگی خود را به بیهودگی می­گذرانند. اما کسی که راحت­طلب­تر باشد و به فکر آسایش و آرامش عمیق­تر و ماندگارتری است، به کار و تلاش و فعالیت مشغول خواهد شد.

داستان زیبایی­دوستی دختران نیز همین است. هر چه یک دختر به زیبایی­اش بیشتر اهتمام بورزد، دست به کارهای بیشتر و سخت­تری در راستای آرایش خود خواهد زد. او حتی حاضر است یک ساعت صورت خود را با ماسک زجر دهد تا به زیبایی طبیعی­تر و ماندگارتری برسد. گاهی سالن آرایش به شکنجه­گاه شبیه می­شود تا چند صباحی این دختر پوست بی­مویی را تجربه کند. وبالأخره برخی دختران با پذیرش هزینه­های کلان، حتی حاضر می­شوند بینی خود را عمل کنند و با همه­ی درد و خطر آن بسازند. این همه کارهای زجرآور و گاه چندش­آور، به خاطر زیبایی­های چند روزه یا چند ساعته تحمل می­شود؛ یعنی زیبایی برای انسان­ها و به ویژه خانم­ها این­قدر مهم است.

خانم­های باحجاب هم درست همین روش را دنبال می­کنند. اما نگاهشان دقیق­تر و کامل­تر است. اگر دختران بدحجاب آرزو دارند تا حدود چهل سالگی زیبا بمانند، دختران باحجاب، به فکر زیبایی جاوید هستند. آنها به فکر دل­بری از همه­ی عالم و هستی هستند، نه چهار جوان خیابانی. در نگاه یک زن باحجاب، سراسر دنیا سالن آرایش است و حجاب، ماسک خوشایند و کم­آزاری است که اثری چنین ماندگار و جاوید بر صورت زن به جای می­گذارد.